عناصر داستان کوتاه

0

داستان­‌نویسان در طول تاریخ همواره از عناصر و ساختارهای خاصی برای خلق و پیکره‌­بندی داستان بهره گرفته­‌اند. این هنر نویسنده است که از طریق این عناصر و به کارگیری خلاقیت و ذوق هنری خود  پیام و هدف سازنده را به خواننده منتقل و القا کند. از سوی دیگر، خواننده لذت فراوانی در همراه شدن با روایت داستانی تجربه خواهد کرد؛ تجربه‌­ای که با آدم‌ها، مکان‌ها، شخصیت‌ها و حوادث مختلفی گره خورده است. در این نوشتار عناصر داستان کوتاه ارائه شده است. عناصری که پیکره داستان کوتاه را تشکیل می­‌دهند و نویسنده از طریق آنها بر مخاطب اثر می­‌گذارد.

عناصر داستان کوتاه

۱- طرح ( Plot)
اولین عنصر طرح داستان است. تعاریف متعددی از طرح داستان در کتب ارائه شده است.  به­‌طور کلی طرح داستان نوعی ساختاربندی است که دربرگیرنده اتفاقات و رویدادهای متوالی است. طرح داستان ترتیب و توالی حوادث برحسب قانون علت و معلولی را نشان می‌دهد. به عبارتی طرح، قاب‌بندی داستان را شکل داده و ساختار حوادث داستانی را براساس نظم و به کمک شخصیت‌های داستان می‌چیند.

عناصر داستان کوتاه

۲-  موضوع

موضوع داستان آن چیزی است که داستان درباره  آن نگارش می­‌گردد. کشش و جذابیت موضوع دارای اهمیت فراوانی است. سوژه یا موضوع داستان همچنین باید با تجارب، احتیاجات، انتظارات و  قدرت درک و تشخیص مخاطبان متناسب باشد. این تناسب باید به گونه‌ای باشد که داستان را برای خواننده قابل قبول و  منطقی جلوه داده و علاوه بر اینکه به سوالات ایشان درباره داستان پاسخ می‌دهد، تخیل و کنجکاوی ایشان را  برانگیزد. تمایز نقش مهمی را در انتخاب موضوع دارد؛ به طوری­‌که داستان در صورتی ارزش نگارش دارد که حداقل دارای نکته متمایز از موضوع‌های تکراری ارائه دهد.

در داستان کوتاه، موضوع مانند اسکلتی است که رویدادهای داستان به آن متصل­‌اند. موضوع داستان بذر اولیه‌ای است که در زمین ذهن نویسنده کاشته می‌شود. به گونه­‌ای که رشد و شکل­‌گیری داستان در گرو این بذر است.

عناصر داستان کوتاه

۳-  درون‌مایه

فکر غالب در داستان را درون‌مایه یا پیام  داستان می­‌گویند. درون مایه جهت فکری نویسنده را نسبت به محیط اطرافش نشان می‌دهد. درون‌­مایه رشته‌ای است که در خلال اثر هنری کشیده می‌شود و اتفاقات داستان را به هم پیوند می‌دهد. درون‌مایه را برآیند معنوی داستان تعریف کرده‌­اند؛ از این‌رو است که همه‌­ عناصر داستان در پرورش و پرداخت آن موثرند. در واقع درون‌مایه داستان، ثمره‌ ” نظمی دقیق میان عناصر داستانی” است که از آن به “وحدت هنری” تعبیر می‌شود. در تعبیر دیگر درون‌مایه عبارت است از موضوع داستان یا موضوع کلی که داستان تصویری از آن است.

عناصر داستان کوتاه

۴- شخصیت و شخصیت‌پردازی

شخصیت­ داستان به اسطوره­‌ها، قهرمانان و افراد در داستان اشاره دارد که از ارزش ادبی بسیاری به دلیل شکل­‌بخشی به داستان برخوردار است. می­‌توان گفت که هریک از افراد در داستان، نمودهای شخصیتی از اجتماعی هستند که دنیای نویسنده به آنها جان می‌بخشد. یک نویسنده برای آنکه شخصیت‌های داستان را به خواننده بشناساند، باید به بیان مشخصه­‌های فیزیکی و رفتاری شخصیت‌های داستان بپردازد و به عبارتی شخصیت‌ها را باور پذیر نماید. این عمل را شخصیت‌پردازی می­‌گویند.

در تعریف دیگر از شخصیت‌پردازی آمده است که شخصیت‌پردازی به معنای خلق شخصیت‌های داستان از طریق خصوصیات اخلاقی و روحی معین در دنیای داستان و نمایش‌نامه تعریف شده است.  شخصیت‌پردازی منجر به شناخت و درک رفتار و گفتار اشخاص ساخته شده در داستان می­‌گردد. به‌طور کلی هر نویسنده‌ای در شخصیت‌پردازی، با شخصیت‌­های داستانش زندگی می‌کند، به آنها علاقه دارد و تداعی­‌های ذهنی را از زبان شخصیت­‌های داستانی بیان می‌کند و داستان را به کمک رفتارها و گفتار شخصیت‌­های داستانی پیش می‌برد.

عناصر داستان کوتاه

۵-  زاویه دید

پنجمین عنصر از عناصر داستانی زاویه دید است. زاویه دید به معنی روایت داستان از زوایای مختلف است و مشخص می­‌کند که داستان از زبان چه کسی روایت می‌شود  و «نقال و روایت کننده داستان» چه کسی است. زاویه دید به معنای ” نوع نگاه به شخصیت‌ها، رویدادها، زمان و مکان ” در داستان است. زاویه  دید در داستان، شیوه  ارائه و چگونگی نقل روایت است. زاویه دید به سوالاتی همچون «راوی کیست؟» یا «داستان از نگاه چه کسی بازگو می‌شود؟»  پاسخ می­‌دهد. پس معمول‌ترین شیوه‌های روایت عبارتند از:

روایت اول شخص: در روایت اول شخص، نویسنده یکی از افراد داستان است. حتی گاهی نویسنده در این روایت قهرمان اصلی داستان است.

روایت سوم شخص:  در روایت سوم شخص، نویسنده نگاهی بیرونی به داستان دارد. بیرون از داستان قرار می­‌گیرد و مانند یک گزارشگر اعمال قهرمانان را گزارش می‌دهد.

عناصر داستان کوتاه

عناصر داستان کوتاه

۶- پیرنگ
ای.ام . فورستر در کتاب «جنبه‌های رمان» پیرنگ را این‌طور تعریف می‌کند: «ما داستان را روایتی می‌دانیم که در آن حوادث و رخدادها برحسب ترتیب و توالی زمانی مرتب شده‌اند. پیرنگ نیز نقل حوادث و روایت رخدادهاست با تکیه بر موجبیت و روابط علت و معلول.»

بهرام مقدادی در کتاب «فرهنگ اصطلاحات نقد ادبی» درباره­ پیرنگ بیان داشته است: “پیرنگ عبارت است از نقشه، طرح یا الگوی رخدادها در یک نمایش، شعر یا قصه”. او همچنین در جای دیگر از کتاب  پیرنگ را ” توالی حوادث یک داستان” دانسته است. در پیوستار فضا/ زمان، پیرنگ پرسش‌های پی درپی خواننده را در پی دارد. پرسش­‌هایی همچون:

چرا آن اتفاق رخ داد؟
چرا این اتفاق می‌افتد؟
پس از این چه اتفاقی روی خواهد داد و چرا؟

عناصر داستان کوتاه

۷-  صحنه
هر داستان در مکان و زمانی اتفاق می‌افتد.  صحنه، ظرف زمانی و مکانی وقوع عمل داستانی است. ظرف زمان به دوره  تاریخی معینی اشاره دارد. مفهوم  مکان در صحنه داستان نیز تا حدی شبیه مفهوم ” میزانسن” در هنر نمایش است.برای مثال، صحنه­ رمان “چشم هایش” اثر بزرگ علوی به قبل از سال ۱۳۲۰ شمسی (ظرف زمانی) در ایران (ظرف مکانی) بر­می­‌گردد.

سیما داد در تعریف صحنه بیان می‌­دارد: “صحنه در داستان­‌نویسی عبارت است از ظرف مکانی و زمانی که داستان در آن بروز می­‌یابد.”  صحنه، عملی پیاپی از توصیف‌­ها در قالب زمینه داستان است که باید  حسی را در خواننده برانگیزد که انگار در واقعیت مشغول مشاهده و شنیدن آن صحنه بوده است. “شخصیت”، “حادثه” و “صحنه” را سه عنصر اصلی داستان کوتاه دانسته‌اند.

همچنین صحنه یکی از عناصر اصلی در داستان بلند و رمان به شمار می‌آید؛ چرا که همان‌گونه که “بوئن” می‌‌نویسد، هیچ اتفاقی در “ناکجاآباد” رخ نمی‌دهد و الصاق مکان و زمان به شخصیت و حوادث داستان هویت خواهد داد. صحنه داستان نقطه مشترک سایر عناصر داستانی است. عناصری همچون طرح داستان، ساختار، شخصیت­‌پردازی، موضوع و کنش‌­ها.

عناصر داستان کوتاه

۸- گفت‌و‌گو

گفت‌و‌گو، به معنای صحبت با هم و مبادله افکار، اعتقادات، تصورات و …. است. صحبتی که  میان شخصیت‌های داستان یا حتی در ذهن شخصیت واحدی در داستان صورت می‌گیرد، گفت‌وگو نامیده می‌شود. گفت‌وگو پیرنگ را گسترش می‌دهد، درون‌مایه را معرفی می‌کند و عمل داستانی را به جلو می‌­برد. گفت‌وگو کارکردهای متنوعی در آثار نمایشی و داستانی دارد.

گفت­‌و­گو  اطلاعاتی را در مورد شخصیت­، مکان­، زمان، حوادث و کنش‌­ها در داستان ارائه می‌­دهد و منجر به فضاسازی در داستان می‌گردد. گفت‌­وگو همچنین زمینه‌ساز درگیری‌های حسی و فیزیکی است و عامل اصلی فعل و انفعالات در داستان است.

عناصر داستان کوتاه

۹- لحن

جمال میرصادقی در کتاب خود با عنوان «عناصر داستان»  لحن را  نوع برخورد نویسنده در برابر خواننده می­‌داند.  می­‌توان گفت که لحن در داستان شبیه لحن در گفتار است. لحن در گفتار نیز به معنای حالت بیان جملات است که ناشی از تلقی گوینده از موضوع است. در داستان نیز شخصیت‌ها را از طریق لحن آنان می­‌شناسیم و با آنان ارتباط برقرار می­‌کنیم.

در داستان، لحن، ” نقطه نظر و دید نویسنده نسبت به موضوع ” است. لحن در داستان می‌تواند، رسمی، غیررسمی، صمیمانه، مؤدبانه، جدی، طناز و … باشد. واقعه‌ای واحد از نگاه ناظران مختلف به گونه متفاوتی برداشت می­‌شود. برای مثال واقعه طلاق می­‌تواند از نگاه راویان گوناگون به شیوه‌های متفاوت و در قالب لحن طعنه‌آمیز، طنز آلود، تحقیرآمیز و یا دلسوزانه روایت شود. لحن ” احساس نویسنده” را به داستان و خواننده منتقل می‌کند و منجر به ” انسجام داستان” می‌شود.

عناصر داستان کوتاه

۱۰- فضا

سیما داد می‌گوید که واژه ” اتمسفر” به ” تأثیرات اثر هنری” اشاره دارد. در ادبیات  فضا به حالت غالب بر صحنه، توصیفات و گفت‌وگو در داستان اشاره دارد و علاوه بر دلالت به جزئیات جسمانی و روانی آن مجموعه، بر خواننده نیز تأثیرگذار است. فضا و رنگ، هوایی است که خواننده در اثر هنری استنشاق می‌­کند. به عنوان مثال از فضای مخوف می­‌توان فضای تیره و ترسناک و پرتنش ناشی از حضور جادوگر در پرده اول ” مکبث” از” شکسپیر” را در نظر گرفت.

عناصر داستان کوتاه

عناصر داستان کوتاه

۱۱- زبان

زبان را شیوه سخن گفتن نویسنده دانسته‌­اند. زبان طیف گسترده‌ای را در برمی­‌گیرد که در یک سوی آن قواعد دستوری و صرف و نحو؛ در میانه آن آرایه‌های زبانی و در انتهای دیگر آن کارکردهایی مانند طنز، توصیف و گفت‌وگو قرار دارد. زبان می‌تواند از سوی راوی و یا نویسنده اختیار شود.

وقتی که گفته می‌­شود  زبان داستان نمادین یا استعاری یا مثلا طنزآلود است یعنی عنصر مسلط زبان بر روایت، استعاری یا طنز است. زبان وسیله­ بیان درونیات و ذهنیات است. آنچه به خیال و تصورهای نویسنده وجهی عینی می‌بخشد زبان است. زبان به عنوان عنصری اساسی و ارتباطی به حساب می‌آید. عنصری که نویسنده را قادر می‌سازد تا با آگاهی و آشنایی به فرهنگ گذشته و حال، با آگاهی از ذات کلمات، بهترین کلمات و عبارات را در بهترین موقعیت در داستان بنشاند.

عناصر داستان کوتاه

۱۲- زمان

داریوش عابدی بیان می‌­کند که در داستان هم، زمان وجود دارد. هر داستانی از لحظه مشخصی شروع می‌شود و پس از طی زمان به پایان می‌رسد. بدون عنصر زمان هیچ داستانی نمی‌تواند وجود داشته باشد. آنچه در داستان‌­های مختلف متفاوت است، مدت زمان نام دارد. هر حادثه در داستان در زمانی خاص اتفاق می‌افتد. نویسنده داستان مقدار معینی از زندگی شخصیت اصلی یا سایر اشخاص را به صورت زمان واقعی داستان، و در گستره‌ای بین ساعت، روز، هفته، ماه، سال و … یا حتی دوران کودکی تا پیری شخصیت یا اشخاص بیان می‌کند.

حوادث داستان ممکن است در یک دقیقه، یک ساعت، یک روز، یا یک سال و یا چند سال… اتفاق بیفتد، اما خواننده با خواندن داستان متوجه حضور زمان در داستان می­‌شود. پس نمی‌توان داستانی نوشت که در آن زمان مجهول و مغفول بماند. زمان به نویسنده کمک می‌کند تا زمان دقیق حوادث و رویدادهای داستان را مشخص کند. همچنین از طریق رفت و برگشت در عنصر زمان می‌توان بسیاری از واقعیت‌های زندگی در گذشته و اکنون را بیان کرد.

عناصر داستان کوتاه

۱۳- مکان

عبدالحسین بقال لاله بیان می­‌دارد که  مکان، فضای واقعی وقوع داستان است که منجر به هویت‌بخشی به اثر می­‌گردد.  در آثار نمایشی”زمینه” پذیرش شخصیت و تناسب آنها با محیط را آسان‌­تر می­‌کند. بی‌مکانی اغلب به عنوان یک عارضه تلقی می­‌گردد که نشان از پنهان‌کاری نویسنده دارد. به­‌گونه‌ای که نویسنده از این طریق بر آن است تا از آزار و اذیت عوامل محدود کننده در امان باشد. باید توجه داشت که هر داستان در یک بستر مکانی اتفاق می‌افتد که نمی‌توان به آن بی‌توجه بود؛ چرا که بی‌مکانی در اثر نشانه ایستایی جامعه است.

مکان‌ها ممکن است مثل قبرستان، جاده، گذر و … عمومی باشند. مکان‌های عمومی بیشتر ظرفیت جهان شمول‌نگری را پذیرا هستند. برخی دیگر از مکان‌ها مثل کوه المپ، معبد دلفی، تخت جمشید و …  نیز خاص هستند، نویسنده با وصف یک مکان باید تصویری روشن و قانع‌کننده از آن مکان را  پیش روی خواننده قرار دهد. نکته مهم این است که نویسنده نباید در توصیف مکان از محیط خود فاصله بگیرد؛ بلکه باید اشخاص داستان را در محیط‌های آشنا حفظ نماید تا منجر به ناکامی خوانندگان در درک محیط داستان نگردد.

عناصر داستان کوتاه

۱۴- حادثه

از تقابل یا اتحاد دست کم دو چیز یا نیرو با هم حادثه به وجود می‌آید. حادثه پیرنگ را برای آشکار کردن خصوصیت شخصیت‌ها به پیش می‌برد. در داستان کوتاه، هر حادثه باید دومینو وار در پس حادثه دیگر آمده و از این طریق به شکل­‌دهی شخصیت کمک نماید.  این حوادث در راستای عنصری به نام انتظار در حرکت خواهند بود. انتظار با کمک حوادث داستانی به اوج داستان منتهی می­‌شود.

عناصر داستان کوتاه

۱۵-سبک

سبک در حقیقت، نشان‌دهنده  «طرز تفکر و شخصیت نویسنده یا شاعر» است. نویسنده انگلیسی جاناتان سویفت، در تعریفی سبک را کاربرد کلمات مناسب در جای مناسب می‌دانست. وی  تأکید داشت که «سبک» نوشته باید با مطلب، موقعیت و مخاطبان داستان متناسب باشد. در تعریفی دیگر «سبک» را شیوه‌ای منحصربه فرد هر نویسنده برای بیان مفاهیم دانسته‌اند.

سبک هم در شعر و هم در داستان کاربرد دارد.  به عبارت دیگر سبک چگونگی بیان مطالب توسط نویسنده یا شاعر است. در بررسی و تجزیه و تحلیل سبک هر نویسنده به عناصری از جمله عقاید، واژگان، تصویر خیال، ساختار جملات، ضرب‌آهنگ، تکرار، انسجام، تاکیدات، وحدت و لحن توجه می‌شود.

عناصر داستان کوتاه

۱۶- تکنیک

مصطفی مستور تکنیک داستان  را مجموعه­‌ای از  روش‌ها می­‌داند که در قالب‌بندی روایت منظور می­‌گردد. در این تعریف باید توجه داشت که اولا تکنیک روش است. ثانیا این تکنیک تنها در فرم روایت و نه در معنای آن به کار می‌رود.
به عبارت دیگر تکنیک ابزاری است که “چگونه گفتن” را نمایان می‌­سازد و نه چه گفتن را.

در همه اشکال هنری و از جمله رمان، تکنیک نقشی لازم را به عهده دارد؛ چراکه «هنر بدون تکنیک قابل تصور نیست». آنچه بدون تکنیک قابل تصور است محتوا یا تجربه بوده که به آن نمی‌توان هنر گفت.
تکنیک همه شیوه‌­هایی که داستان‌نویس برای ایجاد ساختار ادبی داستان به کار می‌برد، شامل می­‌شود. این شیوه­‌ها شامل تبیین پیرنگ، مفاهیم، شخصیت، زاویه دید، صحنه، شیوه‌های تمثیل، نماد و سبک است.

خرید کتاب عمومی از گاج مارکت بازگشت به گاج‌مگ

عناصر داستان کوتاه

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.