احساس بی‌ارزشی درونی و راه حل آن

0

یکی از حقایق اساسی در مورد انسان این است که ما خودمان را از درون می‌شناسیم اما دیگران را از صحبت‌هایی که می‌کنند و چیزهایی که می‌خواهند ارائه بدهند. ما به طور مداوم و از نزدیک با نگرانی‌ها، امیدها و آرزوهای خودمان در تماس هستیم که حتی ممکن است به طرز وحشتناک و خوردکننده‌ای ما را در تاریکی‌ها فرو ببرد و شدیدا غمناک باشد اما در مواجهه با دیگران ما به شناخت آن‌ها از طریق ابراز افکارشان در جمع و چیزهایی که تمایل دارند و می‌توانند بروز دهند محدود هستیم و این نشانه‌ها، راهنماهای بسیار ناقصی از حقیقت وجودی دیگران هستند.

نتیجه‌ی این موضوع که ما به آن “عدم قرینگی” می‌گوییم این است که ما دائماً حس می‌کنیم نسبت به دیگران عجیب‌تر، متفاوت‌تر، خجالت‌آورتر و وحشتناک‌تر هستیم مخصوصاً در دورانی که بیشتر تحت فشار هستیم و اضطراب، خشم و فشارها را تجربه می‌کنیم و به نظرمان می‌رسد که این احساسات برای ما نسبت به اکثر آدم‌ها شدیدتر و اذیت‌کننده‌تر است.

اما اگر بخواهیم واقعیت را بدانیم باید بگویم که ما آنقدرها هم غیرعادی نیستیم فقط نسبت به خودمان آگاهی بیشتری داریم. نتیجه‌ی این عدم قرینگی روانی، تنهایی و گوشه‌گیر شدن است. ما دچار افسردگی می‌شویم زیرا نمی‌توانیم این موضوع را درک کنیم که دیگران نیز مانند ما دچار خشم، ترس، نفرت، حسادت و دیگر احساسات می‌شوند و شاید آن‌ها هم حساسیت‌های ما را دارند.

در این زمان حسی مانند حس طردشدگی در میان غریبه‌ها را می‌گیریم که ذاتاً با اطرافیانش فرق دارد و هر کس از او شناخت داشته باشد دچار سوتفاهم می‌شود.

لحظه‌های تلخی هستند که متوجه می‌شویم امکان ندارد کسی ما را بشناسد و هم‌زمان ما را دوست داشته باشد و همچنین در کنار کسانی که فکر می‌کنیم نقاط ضعف ما را ندارند، خجالتی‌تر و تحریک‌پذیرتر هم می‌شویم. آن‌هایی که فکر می‌کنیم نمی‌توانند با افکار ترحم‌آمیز، خودبزرگ‌بین، منحرف و آرمان‌گرا ما که هر لحظه از ذهنمان می‌گذرد ارتباط برقرار کنند. اگر به جای مهمی برسیم احساس می‌کنیم که تقلب کرده‌ایم و در مقایسه با کسانی که به همچین جایگاهی رسیدند، تا این حد تناقصات و مسائل ما را نداشته‌اند. کم‌کم خسته‌کننده و قراردادی می‌شویم و با این تصور غلط که آن‌ها درونشان هم به همین شکل است سعی می‌کنیم از ظاهر دیگران تقلید کنیم.

درمان عدم قرینگی روانی در هنر و عشق است. هنر تصویر واقعی‌تری از زندگی درونی غریبه‌ها به ما می‌دهد و با زیبایی و جذابیت خود به ما نشان می‌دهد که همان مشکلات، امیدها و احساسات که فکر می‌کردیم فقط درون ما است، در دیگران نیز وجود دارد. عشق آن حس نایاب، عمیق و ارزشمند به ما این امنیت را می‌دهد تا بتوانیم به دیگران نشان دهیم که واقعاً چه کسی هستیم و این فرصت را می‌دهد که واقعیت درونی شخصی دیگر را از موقعیتی بسیار امن و نزدیک تجربه کنیم.

برای غلبه بر آثار عدم قرینگی روانی باید در غیاب شواهد این را باور کنیم که درون تمامی آدم‌ها احتمالاً خیلی شبیه به درون ما است. آن‌ها هم خجالتی، ترسو و ناکامل‌تر از آن چیزی هستند که نقابشان نشان می‌دهد. خوشبختانه هیچ‌کدام از ما آنقدر که فکر می‌کنیم و نگرانش هستیم، غیرعادی و خاص نیستیم.


منبع: theschooloflife

مترجم: محدثه رجبی فرد

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.