گفت‌وگوی اختصاصی گاج‌مگ با عموهای فیتیله‌ای

0

به مناسبت ۱۵ مه برابر ۲۵ اردیبهشت؛ روز جهانی خانواده به سراغ بازیگران محبوبی در حوزه‌ کودک و نوجوان رفتیم که برنامه‌های آن‌ها بهانه‌ خوبی برای دور هم جمع کردن اعضای خانواده و به شادی گذراندن صبح روزهای تعطیل بود…

لطفا خودتان را معرفی کنید.

اغلب پدر و مادرها و بیشتر دهه شصتی‌ها مرا به اسم عمو فیتیله می‌شناسند، اما نام من علی فروتن است. بازیگر تلویزیون، سینما و تئاتر مخصوص بچه‌ها هستم. در مجموعه‌های عکاس‌خانه‌‌ چهره‌نما، شیرین‌تر از کلاغ، مجموعه‌‎ دالبی، فیتیله جمعه تعطیله، فیتیله‌۲، یک تابلو یک حماسه و … حضور داشته‌ام.

با توجه به اینکه در رشته‌ کارگردانی تحصیل کرده‌اید، چرا بیشتر فعالیت شما در زمینه‌ کودک و نوجوان است؟

در ابتدا به ‌قصد اینکه صرفا در حوزه‌ کودک و نوجوان فعالیت داشته باشم، دنبال این کار نرفتم. علاوه بر این هنگامی که بازیگری وارد یک حوزه‌ از کار می‌شود، فقط کارگردان‌های مربوط به همان حوزه با او همکاری می‌کنند؛ درحالی‌که بازیگر حرفه‌ای باید در نقش‌های مختلف مثل (تراژدی، طنز، جدی و …) توانایی‌ داشته باشد.

اگر به گذشته برگردید، چه شغلی را انتخاب می‌کنید؟

بارها از من سؤال شده که اگر بخواهم دوباره وارد کاری شوم، چه شغلی را انتخاب می‌کنم؟ صادقانه بگویم رشته‌ دریانوردی را برمی‌گزینم؛ چون به این رشته بسیار علاقه دارم. بعد از آن نیز اگر قرار باشد دوباره وارد حیطه‌ بازیگری شوم، دوباره بخش کودک را انتخاب می‌کنم؛ چون با وجود سختی‌هایش، لذتی دارد که قابل وصف نیست.

بیشتر مخاطبان شما چه کسانی هستند؟

بیشتر بیننده‌های ما کودکان و نوجوانان هستند، البته در حال حاضر والدین انتخاب می‌کنند تا فرزندان‌شان چه برنامه‌هایی را تماشا کنند.

در اجرای کارهایتان چه هدفی را مد نظر داشتید؟

هدف برنامه‌ فیتیله که طولانی‌ترین برنامه‌ زنده‌ بود، جمع‌کردن خانواده‌ها کنار هم بود تا ساعتی را با هم به شادی بگذرانند. در همان برنامه‌های شادی که برای خانواده‌‌ها اجرا می‌کردیم، نمایش‌های درام، کمدی و حتی تراژدی هم داشتیم. گاهی وقت‌ها آنها را به گریه می‌انداختیم. گاهی احساسات‌شان را برانگیخته کرده و اغلب، توجه آنها را به مسائل روزمره که از آن غافل بودند، جلب می‌کردیم.

یک خاطره برایمان بگویید.

معمولا کودکانی که پدر یا مادرشان شناخته‌ شده هستند، دوست ندارند دیگران با آنها عکس یادگاری بگیرند، اما پسر من، آرتین با بقیه‌ بچه‌ها فرق دارد. زمانی‌که با هم به پارک می‌رویم، من به جای خلوتی می‌روم تا کسی ما را نبیند، اما او وقتی به زمین ‌بازی می‌رود، به بچه‌ها می‌گوید که پدر من علی فروتن است، بیایید با او عکس بگیرید!

 چه چیزهایی شما را دلگرم کار می‌کند؟

مردم همیشه به ما لطف دارند. این موضوع خیلی لذت‌بخش است؛ اینکه بدانی نزد مردم محبوبی و این اتفاق برای هرکسی نمی‌افتد. وقتی آنها می‌گویند با دیدن شما لبخند به لب‌های فرزندان و خودمان می‌نشیند، این برای ما دلگرمی است. دعای خیر آنها همیشه همراه ما بوده است.

کمی از اتفاقاتی که سر صحنه برایتان پیش آمده، بگویید.

در برنامه‌ فیتیله بخش اتاق عمل، من باید به آقای قناد شوک وارد می‌کردم، در چشمان ایشان التماسی موج می‌زد که می‌گفت: “تو را به خدا آرام شوک بزن.” بیشتر وقت‌ها، بچه‌ها در استودیو به ما دست می‌زدند تا ببینند عروسک نیستیم؟ در ابتدا ترس جدایی از پدر و مادرشان آن‌ها را ناراحت می‌کرد، ولی بعد با شروع برنامه و پخش موسیقی تازه می‌فهمیدند که برنامه‌ فیتیله با کیفیت بالا در حال اجرا است.

در آینده چه برنامه‌هایی در رأس کارتان قرار دارد؟

افتتاح پژوهشکده‌ بین‌المللی مختص مطالعات در حوزه‌ کودک و نوجوان، افتتاح پلاتو (محل فیلم‌برداری در استودیو) و آموزشگاهی برای پرورش و تربیت مدرسان بازیگری، اجرای دو برنامه‌ تئاتر کودک و نوجوان در تهران و یک برنامه در همدان و احتمالا اجرای مجموعه‌ نمایشی ۱۰۰ قسمتی ویژه‌ کودک و نوجوان از اواسط خردادماه در تلویزیون در اولویت کارهایم است.

با توجه به اینکه به تازگی هفته معلم را پشت سر گذاشته‌ایم، از تأثیرگذارترین معلم زندگی‌تان بگویید.

بهترین معلم زندگی من، مادربزرگم بودند. متأسفانه ایشان در قید حیات نیستند. او را بسیار دوست داشتم. بنا به شرایطی یک سال با ایشان زندگی کردم. در طول این یک سال درس‌هایی از او فرا گرفتم که در طول زندگی‌ام در هیچ مدرسه و دانشگاهی آنها را نشنیده‌ام. ایشان از رنج‌ها و سختی‌هایی که در زندگی داشتند و از اینکه مادر ۱۴ فرزند بودند، درس‌های بزرگی به من دادند. اینکه زندگی همیشه آن‌طوری که ما می‌خواهیم نیست، باید بدانیم که همیشه شرایط بر وفق مرادمان نیست و سختی‌ها را باید تحمل کرد. به نظرم وجود این افراد در زندگی تأثیرگذارتر است. امیدوارم نسل امروز هم این‌گونه عمل کنند و افراد باتجربه را راهنمای زندگی‌شان قرار دهند.

حرف از خانواده زدید، اتفاقا ۲۵ اردیبهشت روز جهانی خانواده است، چه پیامی برای آنها دارید؟

از پدر و مادرها می‌خواهم تا کتاب خواندن را به فرزندان‌شان بیاموزند. یاد دادن فقط به خریدن کتاب مربوط نمی‌شود. باید در حضور بچه‌ها کتاب خواند. والدین باید ابتدا خود کتاب‌خوان باشند و بعد به بچه‌هایشان بگویند حالا که باسواد شدی، تو برایمان بخوان. به خاطر سرانه‌ پایین مطالعه‌ در کشورمان متأسف هستم و امیدوارم که فعالیت‌های فرهنگی، تغییراتی را در وضعیت مطالعه و کتاب‌خوانی کشورمان به وجود آورد. علاوه بر این، والدین وظیفه‌ دارند تا به فرزندان‌شان دید مطالعاتی بدهند و آنها را با ایثار و مهربانی آشنا کنند.

بسیاری از ما به کار بردن کلمه‌ «دوستت دارم» را فراموش کر‌ده‌ایم؛ باید یاد بگیریم وقتی صبح‌ها از خواب بیدار می‌شویم به پدر و مادرمان بگوییم دوست‌تان داریم. پدرها باید یاد بگیرند تا جلوی فرزندان‌شان به مادر خانواده ابراز علاقه ‌کنند. در جایی خوانده بودم که وقتی آغوش خانواده برای فرزندان باز باشد، آنها محبت و آغوش گرم را در جای دیگری جست‌وجو نمی‌کنند و آن خانواده همیشه مستحکم خواهد بود. به تبع اگر بچه‌ها این عشق و علاقه را در خانواده ببینند با آن انس گرفته و در جای دیگری به دنبال آن نمی‌گردند.

به عنوان سخن پایانی، چه توصیه‌ای به بچه‌ها دارید؟

بچه‌ها به گاز دست نزنید! (با خنده).

بچه‌ها باید به والدین خود احترام بگذارند و این کار را در اولویت قرار دهند. انسان مثل نهالی می‌ماند که قبل از ریشه زدن باید به درستی پرورش یابد و در اصل این ریشه‌ها هستند که ما را محکم و استوار نگه می‌دارند. خانواده نیز در تربیت فرزند نقشی مهم دارد؛ پس پدر و مادرها هم باید این اصل را در زندگی عملی کنند و به تربیت فرزندان‌شان اهمیت دهند.

خانواده مهم‌ترین رکن جامعه است. قطعا اگر فرد در خانواده درست پرورش یابد، جامعه نیز راه صحیح و درستی را طی خواهد کرد؛ بنابراین در آن بی‌قانونی، بی‌عدالتی و … را نخواهیم دید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.