معرفی کتاب «منِ او»؛ برنده جایزه بیست سال ادبیات داستانی

0

کتاب منِ او، سومین کتاب و البته مشهورترین کتاب رضا امیرخانی نویسنده محبوب معاصر ایرانی است؛ کتابی که در شرایط فعلی که عموماً کمتر کتابی به‌نوبت چاپ چهارم می‌رسد، به چهل و ششمین نوبت چاپ خود رسیده است. «منِ او» که برنده جایزه بیست سال ادبیات داستانی ایران نیز شده است رمانی است عاشقانه، با لحن کوچه‌بازاری فولکلور که با واردکردن مذهب و عرفان سعی دارد مفاهیمی که ممکن است به نظر متضاد و بی‌ر‌بط به نظر برسند را باهم ارتباط بدهد، گاه در خلال داستان سخن از اتفاقات تاریخی می‌گوید و خواننده را از خیابان‌های و محله‌های قدیمی تهران به پاریس می‌برد و گاه با روایت‌های عاشقانه‌اش وادارتان می‌کند تا چند قطره اشکی بریزید!

«منِ او» داستانی است که در زمان حکومت رضاشاه روایت می‌شود. از خانواده حاج فتاح که از خانواده‌های ثروتمند و مذهبی آن دوران است. حاج فتاح دو نوه به نام‌های علی و مریم دارد که در کودکی پدر و مادر خود را ازدست‌داده‌اند و با پدربزرگ خود زندگی ‌می‌کنند. حاج فتاح علاقه بسیاری به دو علی و مریم دارد و تلاش می‌کند تا آداب زندگی و خصوصاً لوتی‌گری را به آن‌ها آموزش دهد.

فصل‌های آغازین صرف آشنا کردن شما با فضای داستان و این خانواده می‌شود؛ ممکن است این قسمت کتاب کمی به نظرتان کسل‌کننده بیاید، اما به خواندن ادامه دهید، آنچه در پایان انتظار شما را می‌کشد ارزش این آشنایی هشتادصفحه‌ای را دارد!

اصل داستان و آنچه عمدتاً هر خواننده رمانی در کتابی که برای خواندن انتخاب کرده است، می‌جوید عملاً از صفحه ۱۰۰ به بعد شروع می‌شود.

روند داستان با عشق علی فتاح به دختر خدمتکار خانواده‌شان، مهتاب ادامه پیدا می‌کند. این عشق در زبان و قلم رضا امیرخانی به لطافت تمام تجلی می‌کند:

«برای من فرق می‌کرد. روز ِ ازل، وقتی برای من «ده بیس سی چهل» کردند، همه‌اش به نامِ یکی زدند. ده و بیست و سی و چهل و بقیه را. هزار و سیصد و چهل و بقیه را. نه فقط سال را که ماه و رو و لحظه را هم به نامِ یکی زدند؛ به نام همان که موی صافی داشت؛ همان که وقتی می‌خندید، از غنچه‌ی لب‌های سرخش بوی گل یاس بیرون می‌زد. سال‌های من شمسی نشد؛ مهتابی شد. مثل ِ شب‌ها … دنیایی داشتیم، آفتاب مهتابی بود!»

اما وصال علی و مهتاب در زمین محقق نمی‌شود و وصال این دو عاشق به دنیای دیگر، به دنیا آخرت موکول می‌شود؛ فضاسازی‌ها و توصیفات این کتاب بسیار صمیمی و از دل برآمده است و باعث می‌شود تا همراه با علی، عشق را در نیم قرن پیش تجریه کنید، گاه دلتان بخواهد همصدا با علی فریاد بکشید و گاه در خفا آرام بگریید…

جالب است بدانید برخی از شخصیت‌های این داستان مانند حاج فتاح از شخصیت‌های حقیقی که در زندگی نویسنده حضورداشته‌اند، الهام گرفته‌شده‌اند.

در میان این داستان عاشقانه کمی از اتفاقات تاریخی می‌خوانید و کمی بیشتر با فرهنگ مردم و کوچه محلی دهه‌های گذشته آشنا می‌شوید؛ در ادبیات این کتاب علاوه بر استفاده از زبان لاتی قدیم، گهگاه از زبان و اصطلاحات ترکی نیز استفاده می‌شود.

پیشنهاد گاج مگ
اگر کتاب‌خوان هستید ولی عموماً سمت رمان‌های ایرانی نمی‌روید، این کتاب می‌تواند آشتی دوباره شما با کتاب‌های ایرانی باشد و اگر به کتاب‌های عاشقانه‌ای که زمینه تاریخی و تراژدی دارند علاقه‌مندید، خواندن منِ او را از دست ندهید!

من او را نشر افق در ۶۰۰ صفحه و قطع رقعی در سال ۱۳۹۶ چاپ کرده است.

بخشی از کتاب:

«تنها بنایی که اگر بلرزد محکم‌تر می‌شود، دل است!»

«…حکماً کور بهتر می‌بیند. چرا؟ چون چشمش به کارِ دیگران نیست، چشمش به کارِ خودش است، چشمش به معرفتِ خودش است…»

«فتاح به خودش آمد. به مریم نگاه کرد. گونه‌های گل‌انداخته و صورت بشاش که منتظر لبخندی بود تا قهقهه بزند. دوباره نگاهش کرد. حالا دختر یتیمی را می‌دید که کنار پسر یتیم دیگری ایستاده. زن بیوه‌ای هم کنار سماور نشسته بود؛ اما آن‌ها هنوز ناامید نبودند. امید داشتند. پشت داشتند. پناه داشتند. امیدشان، پشت‌وپناهشان، کسی بود که باید راست می‌ایستاد. امید و پشت‌وپناه که نمی‌شود کمر شکسته باشد. آن‌ها امید و پشت‌وپناهشان را بابا جون صدا می‌زدند.»

برای خرید کتاب «منِ او» کلیک کنید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.