چه خوش گفت چخوف!

0

مقدمه

نویسند‌ه‌ روسی آنتوان چخوف که به استاد داستان‌های کوتاه مدرن و درام‌نویس شهره است، در سال ۱۸۶۰ در شهر تاگان روگ در شمال قفقاز متولد شد.


دوران دانشجویی

پدر آنتوان صاحب مغازه خواربارفروشی بود و هنگامی‌که در سال ۱۸۷۵ ورشکست شد، چخوف برای پیدا کردن شغل، خانواده‌اش را به مسکو برد اما آنتوان برای اتمام درسش در تاگان روگ ماند و در نهایت در سال ۱۸۷۹ در مسکو به خانواده‌اش ملحق شد. او در دوران دانشجویی برای امورات زندگی خود و خانواده‌اش داستان‌های کوتاه بی‌شماری نوشت. چخوف در اوایل سال ۱۸۸۰ تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته‌ پزشکی آغاز کرد و در همین سال نخستین مطلب او با نام خودش چاپ شد و به عنوان مبدأ نویسندگی چخوف ثبت شد. او درباره تحصیلات پزشکی خود می‌گوید: “بی‌شک تحصیلات من در دانشکده پزشکی تأثیر مهمی بر آثار ادبی‌ام داشته است. اطلاعات پزشکی نیروی مشاهده مرا تقویت کرده و دانش مرا نسبت به جهان و مردم غنی و سرشار کرده است. ارزش حقیقی این علم و تأثیر آن را در آثار ادبی من فقط یک دکتر می‌تواند درک کند، علاوه بر این تأثیر مستقیم علم پزشکی در آثار من چنان بوده که از بسیاری از اشتباهات برکنار مانده‌ام. آشنایی من با علوم طبیعی و با متد و روش علمی همیشه مرا در راه منطقی نگاه داشته و من تا آنجا که امکان داشته، کوشیده‌ام که اصول علمی را مورد ملاحظه قرار بدهم. از آنجا که رعایت و پیروی از اصول علمی امکان نداشته است، اصلا از نوشتن چنین مطلبی صرف‌نظر کرده‌ام.”

چخوف کار نویسندگی خود را به عنوان نویسنده در مجلات فکاهی آغاز کرد.


اولین اثر

اولین اثر چخوف در روزنامه فکاهی «استروکوزا» انتشار یافت. در طول هفت سال تحصیلات پزشکی خود، چهارصد نوشته‌ مختلف از داستان، رمان، یادداشت، مقاله و … منتشر کرد که «دکتر بی‌مریض»، «مرد زودرنج» و «برادرم» از معروف‌ترین آنها بود.

چخوف همچنین به‌خاطر نمایشنامه‌های مرغ دریایی، عمو وانیا، سه خواهر و باغ آلبالو به عنوان نمایشنامه‌نویس شهرت یافت و بیش از هفتاد فیلم بر اساس نمایشنامه‌ها و داستان‌هاى وى ساخته شده‌ است. این داستان‌ها، امروزه به اندازه‌ همان یک قرن پیش جدید و مبتکرانه هستند.

در سال ۱۸۸۸ جایزه پوشیکن توسط آکادمی علوم امپراطوری به او اهدا شد و در سال ۱۸۸۹ عضو جمعیت دوست‌داران ادبیات روسی شد. در همین سال بود که نمایش “دیو و جنگل” را در چهار پرده تنظیم کرد و داستان مشهور “افسانه خسته‌کننده از دفتر یادداشت یک پیرمرد” را نوشت.

چخوف بیشتر آثار خود را از دهه‌ ۹۰ تا سال‌های آخر عمرش نوشت. در سال ۱۸۹۱ سفر خود را به اروپای غربی آغاز کرد و داستان‌های «دوئل» و «زنان» را نوشت. او یک سال بعد به ایالت نوگورود رفت تا به قحطی‌زدگان کمک برساند؛ بنابراین سازمانی را نیز برای ارائه خدمات به آنها تأسیس کرد. او در این سال آثار معروفی همچون اتاق شماره ۶، ملخ، زوجه، در تبعید و همسایگان را نوشت.

آنتوان از سال ۱۸۹۱در دهکده‌ای در اطراف مسکو به نام ملیخووا به عنوان پزشک عمومى آغاز به کار کرد. بیماران از فاصله‌ زیادی به آنجا، پیاده یا با گارى می‌‌آمدند تا این پزشک جدید را ببینند. او در کمتر از شش ماه، ۵۷۶ ویزیت خانگى انجام داد. در ماه ژوئیه، براى کمک جهت به کنترل درآوردن شیوع کشنده وبا، به عنوان مأمور سلامت عمومى منطقه انتخاب شد. او توانست در کمتر از دو ماه، تقریبا هزار بیمار را ویزیت کند و در نهایت با آغاز زمستان شیوع وبا خاتمه یافت، اما چخوف کاملا از پا درآمده بود.


بیماری

او در سال ۱۸۹۷ در سن ۳۷ سالگی به شدت مورد حمله بیماری سل قرار گرفت و با وجود مخالفت‌های فراوان خود در مقابل درمان این بیماری بالاخره به یک مرکز نگهداری بیماران مبتلا به سل در دریای سیاه سفر کرد. او در این دوران از پای ننشست و برای احداث آسایشگاه معلولین شروع به طراحی و برنامه‌ریزی کرد.


مرگ

چخوف در سال ۱۹۰۱ با اولگا که بازیگر تئاتر بود، ازدواج کرد. در سال ۱۹۰۴ بیماری سل دیگر رمقی برای او باقی نگذاشته بود؛ بنابراین به همراه همسرش به آسایشگاه آلمانی رفت اما بهبودی نیافت و روز به روز حال او بدتر شد تا اینکه در همان آسایشگاه در شهر بادن وایلر در سن ۴۴ سالگی درگذشت. او در گورستان کلیسای نودویشی در شهر مسکو دفن شد.

چخوف یکی از بزرگ‌ترین شخصیت‌های ادبی زمان خود محسوب می‌شود. نمایشنامه‌های او همچنان در سراسر جهان به نمایش گذاشته می‌شود. نویسندگان بزرگی از جمله جیمز جویس، ارنست همینگوی، تنسی ویلیامز و هنری میلر از آثارش الهام گرفته‌اند.

از نمایشنامه‌های او می‌توان موارد زیر را نام برد:

  • ایوانف
  • خرس
  • عروسی
  • مرغ دریایی
  • سه خواهر
  • باغ آلبالو
  • دایی وانیا
  • در جاده بزرگ

خرید کتاب های آنتوان چخوف تا ۱۰درصد تخفیف

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.