ملت عشق بخوانیم یا سرشک عشق؟

0

سرشک عشق نام کتابی است که اخیرا رقیب ملت عشق شناخته می‌شود، اما این کتاب روایتی متفاوت از جریان کتاب ملت عشق دارد. نویسنده در کتاب سرشک عشق به شیوه‌ تخیلی این کتاب را نوشته است. این روایت تخیلی آنقدر به حقیقت نزدیک است که تشخیص مرزهای واقعیت و تخیل نه تنها برای خوانندگان عام، بلکه برای مولاناشناسان و پژوهشگران نیز دشوار است. این رمان آنقدر جذاب و پرکشش نگارش شده که خواننده را در خود غرق می‌کند.

باید افزود به علت آمیخته شدن دنیای تخیل با قصه زندگی و رابطه شمس و مولانا نمی‌توان از این کتاب به‌عنوان استنادی بر زندگی حقیقی مولانا استفاده کرد. همچنین در این کتاب علاوه بر شخصیت‌های معروفی نظیر فرزندان مولانا، مریدان و شاگردان به صورت حقیقی آمده‌اند و برخی شخصیت‌های تخیلی بر مبنای تاریخ به نگارش درآمده‌اند.

از جذابیت‌های سرشک عشق به روایت آن از زبان شمس باید اشاره کرد که کتاب از دل ماجرا برای خوانندگان روایت می‌شود. نوع نگاه نویسنده بر جذابیت کتاب نیز بی‌تأثیر نیست. در شروع هر مبحث یا فصل‌های کوتاه، یک نقل قول می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آید که در وهله اول خواننده گمان می‌کند از خود نویسنده است، اما با کمی دقت بعضی قسمت‌های کتاب بسیار آشنا به نظر می‌رسد، یعنی جاهایی از حکایت شیعی معروف بهره برده باشد، با این تفاوت که تمامی این‌ها را از زبان خودش بیان کرده است. با تمامی این تفاسیر می‌توان نگاه عرفانی حاکم بر این کتاب را از دلایل موفقیت آن در جهان بدانیم.

 مترجم سرشک عشق درباره سبک نگارش این اثر گفت: “کتاب، رمانی است در شکل و شمایل کسی که دارد سرگذشت و زندگی‌نامه خودش را تعریف می‌کند. می‌توان گفت این اثر هم اتوبیوگرافی است و هم نیست، چون در اتوبیوگرافی شعر نداریم اما در این کتاب نویسنده از مولانا شعر هم آورده است. مثلا جاهایی که شمس از مولانا دور است، نامه‌هایی رد و بدل شده که آن‌ها را هم آورده است. همچنین گاهی نویسنده از ذهن مولانا هم سخن گفته است؛ در حالی‌که شمس راوی داستان است و دارد قضیه را تعریف می‌کند.

گفتنی است این کتاب نوشته‌ نویسنده ترکی «سینان یاغمور» به ترجمه اسماعیل حسینی در ۲۴۰ صفحه با شمارگان ۵۵۰ نسخه به بازار کتاب عرضه شده است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.