استعداد هرگز برای موفقیت کافی نیست …

استعداد هرگز کافی نيست

0

برای حضور موفق در هر رقابت، اعم از فردی و گروهی، برخورداری همزمان از ‌چند ویژگی و تقویت جدی این ویژگی‌ها، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. شاید برخی از افراد به اشتباه تصور کنند که داشتن استعداد به تنهایی برای نایل آمدن به هر توفیق و فایق آمدن بر هر معضلی کافی است، اما در اینجا این پرسش پیش می‌آید که‌ اگر استعداد به تنهایی کافی است، پس چرا ‌‌من و شما افراد با‌استعداد زیادی را می‌شناسیم که خیلی هم موفق نیستند؟ استعداد هرگز برای موفقیت کافی نیست

حقیقت این است که تا وقتی مردم در این دنیا زندگی می‌کنند، استعدادهای خام زیادی هم وجود خواهد داشت؛ اما برای کسب موفقیت و متمایز بودن از دیگران، باید ویژگی‌های زیادی را کسب کنیم، تا ما را از مرز استعداد صرف، فراتر ببرند.

اکنون که آرام آرام برای حضور موفق در یک رقابت علمی بزرگ و سپس انتخاب رشته و انتخاب سرنوشت و مسیر ‌آینده زندگی‌تان آماده می‌شوید، ما چند ویژگی مهم را که لازم است برای موفقیت و به حداکثر رساندن استعدادهایتان داشته ‌باشید، به شما معرفی می‌کنیم:

۱- باور: باور، استعداد شما را تقویت می‌کند.

۲- علاقه: علاقه، به استعداد شما نیرو می‌بخشد.

۳- ابتکار: ابتکار، استعداد شما را فعال می‌کند.

۴- تمرکز: تمرکز، استعدادشما را ورزیده‌تر می‌کند.

۵- آمادگی: آمادگی، به استعداد شما جایگاه می‌دهد.

۶- تمرین: تمرین، استعداد شما را بهبود می‌بخشد.

۷- پشتکار: پشتکار، استعداد شما را تقویت می‌کند.

۸- جرات: جرات، استعداد شما را امتحان می‌کند.

۹- شخصیت: شخصیت، استعداد شما را عمیق می‌کند.

۱۰- مسؤولیت: مسؤولیت، استعداد شما را قوی می‌کند.

۱۱- کار گروهی: کار گروهی، استعداد شما را چند برابر می‌کند.

۱۲- آمادگی یادگیری: آمادگی برای یادگیری، استعداد شما را گسترش می‌دهد.
استعداد

با داشتن این ویژگی‌ها و تقویت آنها، شما می‌توانید فردی با برخورداری از حداکثر استعداد شوید. داشتن استعداد به تنهایی ممکن است شما را متفاوت کند، اما اگر حداکثر استعداد را در وجود خود فراهم کرده باشید، شما انسانی منحصر به فرد خواهید شد.

به نظر می‌رسد که بین اثربخشی یک فرد و هوش، و ‌ابتکار یا دانش او،‌ مقداری همبستگی وجود داشته باشد. هوش،‌ ابتکار و دانش، ‌منابع لازم هستند، ولی فقط اثربخشی است که آنها را به ثمر می‌رساند. استعداد به تنهایی بی‌ارزش‌تر از نمک خوراکی است، و چیزی که افراد با استعداد را از افراد موفق جدا می‌کند، سخت کوشی آنهاست. سرنوشت، یک موضوع شانسی نیست، بلکه یک موضوع انتخابی است؛ چیزی نیست که منتظرش باشیم، بلکه چیزی است که باید آن را بسازیم و ‌به دست آوریم.

زندگی ما حاصل انتخاب‌های ماست؛ یعنی این انتخاب‌های ما هستند که ما را شکل می‌دهند و زندگی ما را می‌سازند؛ اینکه: چه شغلی انتخاب خواهیم کرد؟ چقدر تلاش خواهیم کرد؟ چه میزان تحصیل خواهیم کرد؟ با چه کسی ازدواج خواهیم کرد؟ و بالاخره اینکه: چه کسی خواهیم شد؟ همه این موارد، انتخاب‌های ما هستند. زندگی، بازی کردن با کارت‌های خوب نیست، بلکه خوب بازی کردن با کارت‌های موجود است و این بستگی تام به انتخاب‌هایتان دارد. استعداد، موهبتی خدادادی است؛ اما زمانی به حداکثر می‌رسد که ویژگی‌های برشمرده را در خود تقویت کنیم و با قرار گرفتن در مسیر درست، انتخاب‌های درستی انجام بدهیم و بر اساس توانایی‌های خود حرکت کنیم.

۱- باور

تعداد نسبتاً زیادی از مردم خودشان را باور ندارند که این موضوع، مانع بزرگی را بر سر راه پیشرفت آنها قرار می‌دهد. اگر بتوانید خودتان را باور کنید و به خودتان اعتماد داشته باشید، می‌توانید همه منابعی را که شما را به بالاترین سطح ممکن می‌رسانند، به کار بگیرید و از منافع آنها بهره مند شوید؛ بدین ترتیب، یاد می‌گیرید که چگونه باید به چیزی که انتظارش را دارید، تبدیل شوید.‌

صرف نظر از اینکه استعدادهای ذاتی و خدادادی شما چیست و چقدر است، اگر خودتان را باور داشته باشید، همه کارهایی‌ را که قادر به انجام آن هستید، می‌توانید انجام دهید. اگر می‌خواهید به بهترین فردی که می‌توانید باشید تبدیل شوید، لازم است که سه کار را انجام دهید:

الف- باورکنید که پتانسیل دست یافتن به چیزهای بزرگ را دارید. تعداد زیادی از مردم، حتی در امتحان کردن چیزهای تازه هم شکست می‌خورند؛ چون خودشان را باور ندارند و می‌ترسند؛ ولی شما اگر خودتان  و ظرفیت و توانایی‌تان در انجام کارهای بزرگ را باور کنید، از مردم عادی متمایز شده و در جایگاه برتری قرار می‌گیرید؛ بدین ترتیب، نشان خواهید داد که بسیار بزرگتر از یک فرد متوسط، کسب موفقیت کرده و در مسیرتان، رو به جلو حرکت می‌کنید.

ب- باور کنید که می‌توانید در آینده، بهتر عمل کنید و ‌در زمینه‌ای که کار و فعالیت دارید، بهتر و موفق‌تر خواهید شد. حس خوشایند خودباوری، ممکن است آشکار نباشد، اما در انسان یک آرامش درونی ایجاد می‌کند که سبب عملکرد بهتر وی می‌شود. در وضعیت خودباوری، استرس، اضطراب و‌ فشارها نمی‌توانند مانع عملکرد مطلوبمان شوند.

ج- باور کنید که شما یک ماموریت بزرگ در زندگی دارید و چیز با ارزشی بیرون از اینجا منتظر شماست تا بروید و آن را تحویل بگیرید. با این باور و اطمینان درونی نسبت به خودتان، خیلی زود می‌توانید در انجام کارهای بسیار بزرگ، که در نظر دیگران انجام آنها غیرممکن به نظر می‌رسد، به موفقیت دست یابید.

اگر می‌خواهید که استعدادتان به بالاترین حد ممکن برسد، صرفاً روی استعداد تمرکز نکنید، بلکه قدرت باورهایتان را نیز تحت کنترل خود درآورید و انتظار دست یافتن به چیزهای بزرگ را داشته باشید. دستاوردها همیشه از آنچه واقعاً انجام می‌دهید حاصل می‌شوند؛ در نتیجه، برای کسب دستاوردهای خوب باید باورهای قدرتمند و عملکرد قوی داشته باشیم.

اگر ما باور داشته باشیم که «چیز غیرممکن وجود ندارد» و «برای انجام هر کار غیر ممکن راهی وجود دارد»‌، در این صورت، بسیاری از رویاهای ما، که در ابتدا غیرممکن به نظر می‌رسیدند، دست یافتنی خواهند‌ شد.

علاقه به درس خواندن

۲- علاقه

علاقه، استعداد را نیرومند می‌کند، احتمال موفقیت را افزایش می‌دهد و انرژی لازم را برای کسب دستاوردهای بزرگ فراهم می‌کند. علاقه، از داشتن یک برنامه هم مهم‌تر است. اگر به کاری که انجام می‌دهید علاقه‌مند باشید، حتی زمانی که شانس کمی برای موفقیت دارید، با قدرت آن کار را انجام خواهید داد و تا رسیدن به مقصد، هرگز توقف نخواهید کرد؛ چرا که افراد علاقه‌مند، تا زمان رسیدن به موفقیت، در مسیر توقف نمی‌کنند. اگر به چیزی علاقه‌مند باشید، با اشتیاق و انرژی، آن را دنبال کرده و جایگزینی برای آن پیدا نخواهید کرد.

علاقه، برای بالفعل کردن استعداد، لازم است، گامِ اول موفقیت است، اراده شما را بیشتر و قوی‌تر می‌کند، زیربنای برتری است، غیرممکن‌ها را ممکن می‌کند، و بسیار مسری و اعتیاد آور است.

اگر انرژی لازم را برای تحقق بیشتر استعدادهایتان ندارید، در خود علاقه ایجاد کنید.  در اینجا به روش‌هایی که می‌تواند به ایجاد علاقه در شما کمک کند، اشاره می‌کنیم:

الف- در زندگی خود اولویت‌بندی کنید و بیشتر وقت خود را صرف پرداختن به کارهایی کنید که به آنها علاقه‌مندید.

ب- از علاقه خود محافظت کنید و آن را پرورش دهید. برای تقویت علایق، با افرادی معاشرت کنید که آنها هم به انجام کارشان علاقه نشان می‌دهند.

ج- هنگامی که علاقه خود را به انجام کاری پیدا کردید، با تمام وجود، آن را دنبال کنید. هیچ چیز نا‌امید کننده‌تر از‌ آن نیست که فرصت انجام کارهای بزرگ را به خاطر ترس از دست بدهید؛ پس رؤیاهای بزرگ داشته باشید و برای به دست آوردنشان تلاش کنید.

بزرگترین فقدان زندگی هرکس، این است که چیزی در درون او بمیرد؛ اما علاقه وی به موضوع، می‌تواند انرژی لازم را برای احیاء دوباره آن چیز و رسیدن به هدف، فراهم کند.

ابتکار در تحصیل

۳- ابتکار

ابتکار و نوآوری می‌تواند استعداد شما را فعال کند و به آن سرعت بخشد. سرعت، یک ویژگی شگفت‌انگیز است. اگر بخواهید برای ایجاد بهترین موقعیت و کسب موفقیت صبر کنید، هیچ‌وقت به جایی نمی‌رسید؛ بلکه بهتر است که اولین قدم را بردارید و با انرژی ادامه دهید. در ادامه مسیر و در حین انجام کار، اگر سرعت مناسب داشته باشید، هدف، نزدیک شما خواهد بود.

برای کامل کردن استعداد باید خلاقیت نشان داده و ابتکار به خرج دهید تا مشکلات و سختی‌های احتمالی مسیر آسان شود، درهای پیشرفت به روی شما گشوده شود و موجب شود که بدون کمترین هراسی، اولین گام را برای رسیدن به موفقیت و جایگاه رفیع، محکم بردارید. خلاقیت، مرز میان موفقیت و‌ شکست است و استعداد بدون خلاقیت، هرگز نمی‌تواند شما را به مقصد برساند.

عملکرد افراد برای انجام کارهایشان متفاوت است:

الف- عده‌ای بدون اینکه به آنها گفته شود، کار درست را انجام می‌دهند.

ب- افراد دیگر، که وقتی به آنها گفته شود، فوراً کار درست را انجام می‌دهند.

ج- افراد دیگری که بالاخره کار درست را انجام می‌دهند.

د- و آنهایی که هرگز کار درست را انجام نمی‌دهند و برایشان فرقی ندارد که بدانند کار درست، چیست.

مسلم است که افراد موفق کسانی هستند که کار درست انجام داده و ‌در انجام آن، سرعت و خلاقیت به خرج می‌دهند؛ از طرف دیگر، هستند کسانی که فرصت‌های زیادی را به خاطر به تعویق انداختن کارها از دست می‌دهند. برای از دست ندادن فرصت‌ها باید انجام اقداماتی را همواره مدّ نظر داشته باشید:

الف- مسؤولیت زندگی خود را بپذیرید. همه افراد با انواع مشکلات روبرو هستند و دست و پنجه نرم می‌کنند، ولی کاری که شما بعد از پدید آمدن هر مشکل انجام می‌دهید، تعیین می‌کند که آیا در بلند مدت یک برنده هستید یا بازنده.

ب- دلایل خود را برای تردید در مسیر انجام کارها کشف کنید و ببینید که آیا موضوع مهمی هست که ابتدا باید حل شود. همه چیز را بیرون بریزید و روی آنها کار کنید.

ج- روی مزایای تمام کردن تکلیف خود تمرکز کنید و از آن به عنوان محرکی برای برداشتن قدم اول و قدم‌های بعدی، استفاده کنید.

د- اهداف خود را با دوستانتان در میان بگذارید و از آ‌نها بخواهید که به شما کمک کنند. هیچ کس به تنهایی به موفقیت بزرگی دست پیدا نمی‌کند. اجازه دهید که دیگران برای رسیدن به آرزوهایتان از شما حمایت کنند.

هـ- تکالیف بزرگ را به قسمت‌های قابل کنترل تقسیم کنید تا بتوانید آنها را رتبه‌بندی کرده و به انجام برسانید؛ حتی می‌توانید قسمت‌های مختلف آن را به اعضای گروه بسپارید و این‌گونه آنها را انجام دهید.

و- برای تکالیفی که امکان دارد انجام آنها را به تعویق بیندازید، مهلت مشخصی تعیین کنید و با آنها مثل ماموریتی که به انجام آن در زمان معینی متعهد هستید، برخورد کنید.

ز- آمادگی خود را برای تلاش در مسیر انجام کار حفظ کنید و تمام زندگی‌تان را در راه آ‌ماده شدن برای موفقیتی در آینده، تلف نکنید. قاطعانه وارد عمل شوید. نیت‌ها مهم هستند، ولی موفقیت، به خلاقیت و عمل نیاز دارد.

ایده‌ها، ابتکارها و برنامه‌ها زمانی فایده دارند که عملی شوند.

تمرکر در مطالعه

۴- تمرکز

تمرکز در حقیقت برای بیشتر مردم خود به خود ایجاد نمی‌شود، اما در عین حال برای به کارگیری استعداد، لازم است. فعالیت بدون تمرکز، راه به جایی نمی‌برد. استعدادهایتان را به دقت و تا حد ممکن متمرکز کنید، تا بتوانید به جایی برسید.

در بیشتر موارد، موفقیت، به طور اتفاقی و یکباره به دست نمی‌آید؛ بلکه فرآیند تحقق یک ایده با ارزش است. هر وقت که شما در یک فرایند شرکت می‌کنید، تمرکز وارد میدان می‌شود. اگر روی به دست ‌آوردن چیزی تمرکز نکنید، در نهایت، کارهای کوچک زیادی انجام می‌دهید که خوب و مطلوب هستند، ولی واقعاً چیزی به دستاوردهایی که آرزوی به دست آوردنشان را داشتید، اضافه نمی‌کنند.

با این پیش درآمد، کارهایی را که می‌توانید برای تمرکز کردن انجام دهید، به شما معرفی می‌کنیم:

الف- در کاری که انجام می‌دهید، اراده داشته باشید؛ به بیان دیگر، هر کاری را حساب شده انجام دهید و تعیین کنید که کجا می‌خواهید بروید و چطور می‌خواهید به آ‌نجا بروید؛ پس همان مسیر را دنبال کنید و بدون داشتن هدف، از شاخه‌ای به شاخه‌ای دیگر نپرید و یک کار را ادامه دهید و هدف و مسیر داشته باشید.

ب- مستقیماً با بهانه‌هایتان مواجه شوید و آ‌نها را به چالش بکشید تا ثابت کنید که این بهانه‌ها معتبر نیستند. بیشتر افرادی که موفقیت بزرگی کسب می‌کنند، با وجود بهانه‌های مختلف، باز هم آ‌ن کار را انجام می‌دهند؛ بنابراین، اجازه ندهید که چیزهای کوچک، شما را از مسیر خارج کنند.

ج- اجازه ندهید که «دیروز» حواس شما را پرت کند و شما را از تمام کردن کارهای «امروز» باز دارد؛ بلکه تلاش کنید که به جای تفکر عمیق راجع به ناامیدی‌های گذشته، به موفقیت «امروز» دست یابید.

د- روی زمان حال تمرکز کنید و اوقاتتان را با چیزهایی که شما را به جلو می‌رانند، پر کنید.

هـ- روی نتایج موفقیت‌های خود متمرکز شوید؛ نه آنکه نگران مشکلاتی باشید که با ‌آنها مواجه هستید. انجام این کار، شما را به جای غمگین ساختن، مشتاق نگه می‌دارد.

و- اولویت‌هایی را برای خود قرار دهید و بالاترین اولویت خود را، با صرف نظر کردن از بقیه، دنبال کنید. شما  باید روی چیزی تمرکز کنید که بیشترین نتیجه را برایتان درپی خواهد داشت.

ز- روی استفاده از نقاط قوت شخصی‌تان تمرکز کنید؛ نه نگرانی درباره نقاط ضعفتان، و برای جبران اشتباهات و ضعف‌ها، از تجارب موفق خود به طور کامل استفاده کنید.

ح- عادت کنید که استفاده از پاداش خود را تا انجام دادن کامل کارها به تاخیر بیندازید؛ چرا که به تمرکز بیشترتان کمک خواهد کرد.

آمادگی در درس خواندن

۵- آمادگی

اگر به خوبی آماده شوید، در جایگاهی قرار می‌گیرید که احتمال موفقیت شما، بسیار بیشتر از شکست خواهد بود. آمادگی باعث می‌شود که استعداد شما مؤثر باشد. صرف نظر از اینکه چقدر استعداد دارید، اگر آ‌مادگی نداشته باشید، مجبور می‌شوید که همه چیز را به شانس بسپرید.

درک ارزش آمادگی همیشه آسان است. آمادگی خوب به شما امکان می‌دهد تا واقعاً از استعدادهایتان بهره برداری کرده و از  اکثر فرصت‌هایی که بر سر راهتان قرار می‌گیرند، به خوبی استفاده کنید. آمادگی کامل، یک فرایند است، نه یک اتفاق ناگهانی، و هر چه بیشتر آ‌ماده باشید، موقعیت بهتری برای استفاده از اکثر فرصت‌های ایجاد شده خواهید داشت.

آمادگی خوب، سه قدم اصلی را شامل می‌شود:

الف ـ ارزیابی: واقع‌بینانه بررسی کنید که لازم است به کجا بروید و برای رسیدن به آنجا چقدر باید هزینه کنید. اگر بدانید که در زندگی دقیقاً چه کاری را باید انجام دهید و چقدر باید برای ‌آن تلاش و هزینه کنید، با چه مشکلاتی ممکن است مواجه شوید و محدودیت‌های شخصی حال حاضر شما چیست، می‌توانید کار بهتری راجع به آنها انجام دهید.

ب ـ ردیف کردن: مطمین شوید که در آموختنآ مفاهیم مقدماتی موجود، ماهر شده‌اید؛ بنابراین، لازم است همه تکنیک‌ها و سیستم‌هایی را که برای دستیابی به هدفتان لازم است، بیاموزید.

ج ـ نگرش: ذهنتان را تمرین دهید که خودتان و توانایی‌هایتان را برای کسب چیزی که لازم است، باور کنید. در خیالتان خود را موفق ببینید و سپس همین موفقیت را در دنیای واقعی عملی کنید.

آمادگی، یکی از مهم‌ترین انتخاب‌های آشکاری است که برای به حداکثر رساندن استعدادهایتان باید انجام دهید. گاهی فرایند آمادگی، طولانی و آهسته است و ممکن است به تحصیلات رسمی نیاز داشته باشد و لازم باشد که مربی‌های باهوش پیدا کنید. همچنین ممکن است که به معنی خارج شدن از گوشه امن باشد یا می‌تواند به معنای به کار انداختن مهارتی که به تازگی آموخته‌اید باشد؛ اما با این حال، به یاد داشته باشید که وقتی زمان آمادگی می‌رسد، باید آماده باشید.

در شماره پیش، به برخی از ویژگی‌هایی که در کنار استعداد، می‌توانند شما را به سمت موفقیت هدایت کنند و استعداد شما را به حداکثر برسانند، اشاره کردیم؛ ویژگی‌هایی چون خود‌باوری، علاقه نشان دادن به کار، داشتن ابتکارعمل، تمرکز بر موضوع و آمادگی انجام کار. در این شماره نیز به معرفی و شرح سایر ویژگی‌های لازم برای موفقیت می‌پردازیم:

۶- تمرین و ‌تکرار

تمرین و ‌تکرار می‌تواند استعدادهای شما را شکوفا و قوی کند. در عرصه زندگی، همانند میدان ورزش، به همان اندازه که تمرین کرده‌اید می‌توانید بازی کنید. افراد موفق برای تمرین و ‌نظم در ‌آن، ارزش ویژه‌ای قایلند و همه توان خود را به‌کار می‌گیرند تا قادر باشند در بالاترین سطح ممکن عمل کنند و عملکردی بهتر از آنچه از آنها انتظار می‌رود داشته باشند.

هیچ کس با استعداد بالا به دنیا نیامده است؛ بنابراین، برای بهتر بودن و خوب شدن در هر چیزی باید تمرین کنید و مهارت بیشترکسب کنید. تمرین مرتب، در درون ما نظم ذهنی القا می‌کند که در رویارویی با موقعیت‌های دشوار، بسیار مفید خواهد بود. برای تمرین مؤثر به پنج عنصر و منبع محرک نیاز دارید:

الف- یک معلم و مربی که در پیدا کردن بینش قوی به شما کمک کند؛

ب – یک خواست و میل درونی قوی تا تلاشتان را بیشتر کند؛

ج – یک هدف و مقصد روشن تا در جهت آن گام بردارید؛

د- یک ظرفیت بالا برای انجام بهینه کار و تلاش در جهت رسیدن به هدف؛

هـ- و بالاخره، در اختیار داشتن ابزار، تجهیزات و منابع انرژی.

بنابر‌این، برای بهتر شدن و بسیار خوب بودن در تمرین، متعهد شوید که هر روز، کمی بیشتر از روز قبل تلاش کنید، وقت بیشتری برای انجام تمرین بیشتر صرف کنید، پشتکارتان را افزایش دهید، بیشتر از گذشته کمک بگیرید و توصیه افراد موفق را به‌کار ببندید، برای تغییر بیشتر آماده باشید و به طور جدی آن را دنبال کنید. با اندکی تغییر، شما می‌توانید مشکلات خود را حل کنید، شرایط خود را بهبود ببخشید و کارهای مفید و متفاوت انجام دهید. تمرین و تکرار، شما را از دیگران برتر می‌سازد و این برتری، برایتان به یک عادت تبدیل می‌شود.

۷- پشتکار

پشتکار، یعنی تمام کردن کاری که شروع کرده‌اید. استعداد داشتن یک چیز است و به پایان رساندن کار، چیزی دیگر است. مهم نیست که چقدر با استعداد هستید، مهم این است که تا وقتی پشتکار نداشته باشید، نمی‌توانید کارهای بزرگ را انجام دهید و به موفقیت‌های بزرگ دست یابید.

پشتکار اجازه نمی‌‌دهد که خسته و دلسرد شوید و کار را متوقف کنید؛ حتی اگر همه نشانه‌ها مطلوب به نظر نرسند. پشتکار، یک نوع سرمایه گذاری در آینده است. دشمنانِ پشتکار را برخی افکار مزاحم و اندیشه‌های عافیت طلب مثل: تسلیم شدن با اولین سختی، این تفکر که زندگی باید راحت باشد، انعطاف‌پذیری بیش از حد، مقصد پنداری موفقیت و دست از کار کشیدن تشکیل می‌دهند.

برای تقویت و افزایش پشتکار، سعی کنید که یک هدف قوی و ارزشمند را برای خود تعریف و با تمرکز و سرسختی آن را دنبال نمایید، بهانه‌گیری را کنار بگذارید و تلاش کنید که کمی استقامت به خرج دهید، همچنان که یک قهرمان، تا دقیقه آخر استقامت می‌کند و می‌جنگد؛ چون موفقیت دقیقاً بعد از نقطه‌ای قرار دارد که دیگران قانع شده‌اند.

۸- جرات

جرات، وسیله‌ای برای آزمایش استعداد شماست و چیزی نیست که صرفاً در میدان جنگ به آن نیاز پیدا کنید. شما نمی‌توانید هیچ کار بزرگی انجام دهید، مگر اینکه  جرات امتحان کردن آن را داشته باشید. بدون جرات، هرگز از منطقه امن زندگی خود خارج نمی‌شوید و طبیعی است که انتظار موفقیت هم نباید داشته باشید. موفقیت فقط زمانی به شما لبخند می‌زند که برای رسیدن به اهداف بزرگ برنامه‌ریزی کنید و جرات و جسارت خود را در این مسیر، در معرض امتحان و آزمایش قرار دهید.

اگر دوست دارید که جرات بیشتری پیدا کنید، باید بدانید که سر منشا آن در درون شماست و نباید دنبال منبع آن در بیرون باشید. جرات همیشه از درون می‌آید. بر چیزی که باور دارید، استوار باشید و در همه حال این‌گونه باشید؛ نه فقط زمانی که دیگران شما را زیر نظر دارند. به جای پرش بلند، قدم‌های کوچک، ولی منظم بردارید، پیوسته در جهت بهتر شدن حرکت کنید و عملکرد شجاعانه خود را ادامه دهید؛ بدین ترتیب، افق‌های بیشتر و وسیع‌تری به روی شما گشوده خواهد شد.

جرات نوعی دانش است که نحوه مواجهه با سختی و پیش رفتن در چنین شرایطی را به شما می‌آموزد. چیزی که انجام آن می‌تواند غیر ممکن به نظر برسد، اغلب با داشتن جرات، ممکن می‌شود. در هر کاری که انجام می‌دهید، به شهامت نیاز دارید. از لحظه ای که تصمیم می‌گیرید مسیری را آغاز کنید، همواره ممکن است که یک محرک منفی و اخلالگر و مزاحم، شروع به مخالف خوانی کند تا شما را از ادامه مسیر بازدارد، و یا با مشکلات و سختی‌هایی مواجه ‌شوید که شما را وسوسه ‌کنند از تصمیم خود منصرف شوید؛ اما جرات و شهامت و همت والای شما، به شدت با این نیروهای مزاحم به مبارزه برخاسته و به شما اجازه انصراف از پیمودن مسیر تعیین شده را نمی‌دهد.

۹- آمادگی یادگیری

به زبان ساده، آمادگی برای یادگیری، به معنای میل و اشتیاق برای یادگیری و رشد است، و آمادگی برای گوش دادن و آموختن و تلاش برای به کار‌بردن ایده‌های جدید است. اگر فکر کنید که درحال حاضر همه چیز را می‌دانید، رشد شما متوقف می‌شود. افراد موفق و مشتاق یادگیری، حتی پس از کسب مجموعه‌ای از موفقیت‌ها، باز هم سؤالات تازه مطرح می‌کنند. آنها غرورشان را حین یادگیری کنار می‌گذارند و به عنوان یک یادگیرنده، مادام‌العمر در تکاپو و تلاش زیاد در جست و جوی فرصت‌های جدید آموزشی هستند و پی‌گیرانه سعی می‌کنند که بیشترین بهره را از آموخته‌هایشان ببرند.

برای کسب آمادگی بیشتر:

الف- در وهله اول سعی کنید که یک شنونده خوب باشید؛ چرا که اگر به جای حرف زدن، گوش کنید، همیشه در میان حجم زیادی از اطلاعات مفید قرار می‌گیرید.

ب- فرایند یادگیری را خوب درک کنید و بدانید که هدف یادگیری، صرفاً دانستن نیست، بلکه بهتر عمل کردن است؛ به عبارت بهتر، به چیزی که می‌دانید عمل کنید، به دنبال اشتباهات خود بگردید و در ارتباط با کارهایی که انجام داده‌اید، خود را ارزیابی کنید، به دنبال راه‌هایی برای بهتر انجام دادن کارها باشید و از راه‌های جدید و تازه برای انجام آن استفاده کنید.

ج- در هر فرصتی به یادگیری بپردازید و در صورت  امکان، برای آن برنامه‌ریزی کنید. با خواندن کتاب، بازدید از مکان‌هایی که شما را تحت تاثیر قرار می‌دهند یا وقت گذراندن با افرادی که شما را برای رشد کردن به چالش می‌کشند، خود را در معرض ایده‌های تازه قرار دهید و چیزی را که یاد می‌گیرید در کاری که انجام می‌دهید، به کار برید و با کسانی که فکر شما را به چالش می‌کشند، طرح دوستی بریزید.

د- چیزهایی را که یاد گرفته‌اید به کار گیرید (با نوشتن لیست تعدادی از کارهایی که باید انجام دهید و به شما کمک می‌کنند تا از چیزی که یاد گرفته‌اید، استفاده کنید) و زمان اندکی را به دنبال کردن ایده‌های جدید خود اختصاص دهید.

هـ دایماً از خودتان بپرسید: «آیا من واقعاً آ‌ماده یادگیری هستم؟» و ایده‌ها و راه‌های جدید برای انجام کارها را بپذیرید. همچنین برای جذب ایده‌های جدید تلاش کنید و آنها را در عمل به کار برید.

آهن از استفاده نشدن زنگ می‌زند. آب راکد کیفیتش را از را دست می‌دهد و در هوای سرد منجمد می‌شود. بی‌حرکتی هم به همین صورت، نیروی ذهن را ضعیف می‌کند.

یک برنده، حتی زمانی که از جانب دیگران متخصص در نظر گرفته شود، می‌داند که هنوز چقدر باید یاد بگیرد، ولی یک بازنده، قبل از اینکه به اندازه کافی آموخته باشد تا بداند که چقدر کم می‌داند، می‌خواهد که از سوی دیگران، یک فرد متخصص در نظر گرفته شود.

۱۰- شخصیت

یک فرد با استعداد می‌تواند به روی صحنه برود، ولی برای ماندن در آنجا به شخصیت نیاز دارد. یک شخصیت قوی، فرد را از میان‌برهایی که می‌توانند او را از خط خارج کنند باز می‌دارد. شخصیت، جلوه بیرونی چیزی است که در درون یک فرد وجود دارد. استعداد شاید یک هدیه باشد، ولی شخصیت واقعی از این هدیه محافظت می‌کند.

از جهات مختلفی انسان‌ها مانند کوه یخی هستندکه فقط ۱۵ درصد آن قابل دیدن است و ۸۵ درصد دیگر این کوه یخی در زیر آب قرار دارد. شخصیت انسان در قسمتی قرار دارد که زیر آب است و در واقع در چهار عنصر مشخص زیر نمایان می‌شود:

– خویشتنداری در انجام کاری که می‌دانید درست است؛

– ارزش‌ها و اصول اساسی شما که با آنها زندگی می‌کنید؛

– احساس شما درباره هویت شخصی؛

– سطح شما در یکپارچه کردن و تنظیم اعمال با ارزش‌ها.

شخصیت، بنیاد چیزی را می‌گذارد که استعدادها و زندگی شما بعدها آن را خواهند ساخت. شخصیت، تصمیماتی را که در طول زندگی خود گرفته‌اید و روابطتان را با دیگران در طول عمر منعکس می‌کند. شخصیت، یک انتخاب است، و اگر شخصیت بهتری می‌خواهید، می‌توانید و باید آن را پرورش دهید.

برای بهتر و عمیق‌تر کردن شخصیت:

– در سختی‌ها تسلیم نشوید و حتی وقتی که اوضاع سخت می‌شود، بایستید. قوی‌ترین شخصیت‌ها در شدیدترین طوفان‌ها ساخته شده‌اند، نه در آرامش.

– همیشه کار درست را انجام دهید. اگر بتوانید به جای چیزی که به مصلحت است، چیزی را که درست است، انجام دهید، شخصت خود را خواهید ساخت.

– کنترل زندگی‌تان را به دست بگیرید و به جای اینکه باور کنید چیزهایی یا کسانی شما را به  انجام کار یا تصمیمی مجبور کرده‌اند، مسؤولیت تصمیمات خود را بپذیرید. افراد ضعیف، شرایط خود را مقصر می‌دانند، در حالی که افراد قوی، مسؤولیت قبول کرده و در نتیجه رو به جلو حرکت می‌کنند.

شخصیت، مجموع انتخاب‌های هر روز ماست؛ همچنان که شخصیت امروز ما نتیجه انتخاب‌های دیروز ماست و شخصیت فردای ما، نتیجه انتخاب‌های امروز ما خواهد بود. برای تغییر شخصیت خود، انتخاب‌هایتان را تغییر دهید. آنچه به آن فکر می‌کنید، آنچه انتخاب می‌کنید، و آنچه انجام می‌دهید، چیزی است که به آن تبدیل خواهید شد.

آنچه که ما در موقعیت‌های بزرگ انجام می‌دهیم، احتمالاً به چیزی که اکنون هستیم بستگی دارد، و آنچه اکنون هستیم، نتیجه سال‌ها خویشتنداری ماست.

انسان‌ها در حرف‌هایشان شبیه هم هستند. تنها تفاوتشان در اعمالشان است. افراد با شخصیت، صرف نظر از موقعیت خود، کاری را که درست است، انجام می‌دهند.

۱۱- روابط

هیچ چیز بیش از روابط مهمی که در زندگی‌تان برقرار می‌کنید، بر توانایی شما در به کارگیری استعدادهایتان تاثیر نمی‌گذارد. اگر خود را در میان افرادی قرار دهید که شما را تشویق می‌کنند، استعدادهایتان اوج خواهد گرفت، ولی اگر با افرادی وقت بگذرانید که انرژی شما را می‌گیرند، استعدادهای شما پژمرده خواهد شد. روابط شما مستقیماً بر استعدادهایتان تاثیر می‌گذارند.

روابطی که با دیگران برقرار می‌کنید، می‌توانند شما را بسازند یا بشکنند. آنها می‌توانند به شما انرژی دهند و شما را نیرومند کنند یا اینکه آن انرژی را که می‌تواند شما را به جلو براند، بگیرند. اگر برای رسیدن به چیزهای زیادی برنامه‌ریزی می‌کنید، لازم است که مطمین شوید روابط شخصی‌تان ارزش‌هایی را به زندگی‌تان اضافه می‌کنند و بهترین عملکرد شما را نمایان می‌سازند.

روابط نوعاً در چهار مرحله پیش می‌روند:

– روابط سطحی که فقط یکدیگر را می‌شناسید؛

– روابط ساخته شده که بر پایه برخوردهای تکرار شونده است؛

– روابط امن که به هم اعتماد دارید؛

– روابط محکم که تلاش می‌کنید و یکدیگر را بالا می‌کشید.

شما به طور ایده آل می‌خواهید که روابط امن و محکم بیشتری را به عنوان راهی برای رشد استعدادهایتان ایجاد کنید. این نوع از روابط، صفات بسیار مفیدی دارند:

  • سطحی از لذت متقابل وجود دارد؛
  • به یکدیگر احترام می‌گذارید و به هم اعتماد دارید؛
  • تعداد زیادی تجربه مشترک دارید.

برای ایجاد بیشتر این روابط امن و محکم:

الف ـ مهم‌ترین افراد زندگی‌تان را مشخص کنید که چه کسانی هستند: آنهایی که بیشترین وقت را با شما می‌گذرانند یا آنهایی که برای افکارشان ارزش قایل هستید؟

ب ـ بررسی کنید که آیا این افراد شما را در جهت مسیر درست حرکت می‌دهند یا اینکه انرژی عصبی شما را می‌گیرند.

ج ـ اگر فهمیدید که دوستانتان واقعاً شما را پر بار نمی‌کنند، پس دست به کار شوید و دوستان جدید و بهتری پیدا کنید. اینجا روابط بهتر و مثبت‌تر، آن‌قدر سرتان را شلوغ می‌کند که حتی متوجه نمی‌شوید که دیگر با دوستان قدیمی‌تان وقت نمی‌گذرانید.

یک دوست واقعی، نقاط ضعف شما را می‌داند، ولی تنها نقاط قوتتان را به شما نشان می‌دهد، ترس‌های شما را احساس می‌کند، ولی ایمان شما را قوی می‌کند، اضطراب شما را می‌بیند، ولی روحیه شما را قوی می‌کند، ناتوانی‌های شما را تشخیص می‌دهد، ولی بر امکانات شما تاکید می‌کند.

زندگی خیلی طولانی‌تر از آ‌ن است که آن را با افرادی بگذرانید که شما را به مسیر اشتباه می‌کشند، و خیلی کوتاه‌تر از آن است که با دیگران سپری نشود. روابط شما، شما را تعریف می‌کنند و بر استعدادتان تاثیر می‌گذارند؛ پس آن را هوشمندانه انتخاب کنید و به خاطر بسپارید که در نهایت، انتخاب‌های شما، شما را می‌سازند.

۱۲ـ مسؤولیت

قبول مسؤولیت، استعدادهای شما را قوی می‌کند و ‌آنها را به ارتفاع‌های جدیدی می‌برد و استقامتتان را افزایش می‌دهد. اگر واقعاً مشتاق موفقیت هستید، راه‌های عملی برای افزایش مسؤولیت‌های خود پیدا کنید. انجام این کار، شما را به بالا و رو به جلو سوق می‌دهد.

در کل، جامعه به استعداد، بیش از حد بها می‌دهد و به اهمیت مسؤولیت، کمتر از حد. این موضوع مایه تاسف است؛ زیرا داشتن احساس مسؤولیت قوی، در حقیقت، زیربنایی برای موفقیت واقعی افراد فراهم می‌کند.

مسؤولیت، اگر به درستی اداره شود، معمولاً به ایجاد مسؤولیت بیشتری در آینده منجر می‌شود. در طول زمانی که مسؤولیتی را به عهده دارید، اعتبار شما ابتدا محک خورده و سپس بیشتر می‌شود. اگر شما می‌خواهید که مردم به شما اعتماد کنند، مسؤولیتی به عهده بگیرید و آن را صادقانه انجام دهید.

برای اینکه بیشتر مسؤولیت‌پذیر شوید:

الف ـ از جایی که اکنون هستید، شروع کنید و از امروز، خود را به عملکرد مسؤولانه‌تر       پایبند کنید.

ب ـ دوستان خود را هوشمندانه انتخاب کنید؛ زیرا اگر همه وقتتان را صرف گرد آمدن با افراد بی‌مسؤولیت کنید، برایتان سخت خواهد بود که مسؤولانه عمل کنید.

ج ـ دیگران را سرزنش نکنید و به جای آن، برای دیدن سرچشمه همه مشکلاتتان، به آینه نگاه کنید، به دنبال مقصر نباشید و شانه‌هایتان را بالا بگیرید و سرِ کار خود بروید.

د ـ درس‌های اصلی مسؤولیت را یاد بگیرید:

ـ برای کسب موفقیت معنی‌دار باید در درجه اول خویشتن‌داری را تمرین کنید؛

ـ هر چه را شروع کردید به پایان برسانید؛

ـ وقتی بقیه به شما وابسته‌اند، هیچ‌گاه به آنها اجازه ندهید که عقب بیفتند؛

ـ از دیگران انتظار نداشته باشید که قدم پیش بگذارند و به جای شما مسؤولیت چیزی یا انجام کاری را بر عهده بگیرند.

هـ ـ تصمیمات سخت بگیرید و پای هر تصمیمی که گرفته‌اید بایستید؛ خواه جهنم باشد، خواه بهشت، و برای هر چیزی که در زمان مسؤولیت شما اتفاق می‌افتد، پاسخگو باشید.

و ـ به مردم خدمت کنید؛ چرا که هر وقت چیزی را ببخشید رشد خواهید کرد.

تمرین مسؤولیت‌پذیری، کارهای بزرگی برای شما می‌کند. استعداد شما را قوی می‌کند، مهارت‌های شما را مترقی می‌کند و فرصت‌های شما را افزایش می‌دهد. این تمرین در طول روز، کیفیت زندگی شما را بهبود می‌بخشد و کمک می‌کند که شب بهتر بخوابید، و زندگی اطرافیانتان را نیز بهتر می‌کند. اگر می‌خواهید که زندگی‌تان یک داستان باشکوه باشد، پس این نکته را بدانید که شما نویسنده آن هستید و هر روز شانس آن را دارید که صفحه جدیدی از این داستان را بنویسید و این صفحات را با مسؤولیت‌پذیری در قبال خود و دیگران، پر کنید. اگر این کار را انجام دهید، در پایان ناامید نخواهید بود.

۱۳ـ کارِ گروهی

صرف نظر از اینکه چقدر با استعداد هستید، باید بدانید که همواره شکاف‌هایی بین شایستگی‌ها و توانایی‌هایی شما وجود دارد. بهترین راه برای پر کردن این شکاف‌ها، آن است که با افرادی شریک شوید که در آن زمینه‌ها قوی هستند. برای کسب یک چیز شگفت‌انگیز، همیشه به یک کارِ گروهی نیاز دارید.

گروه، نه تنها به افراد اجازه می‌دهد که بیشتر از آن چیزی که می‌توانستند به تنهایی به دست آورند، دست یابند، بلکه در خود یک اثر ترکیبی دارد که بی‌شباهت به سود نیست. یک گروه از افراد که با هم برای دستیابی به هدف یکسانی کار می‌کنند، می‌توانند کارهای بزرگی را انجام دهند.

کلید مزایای گروه‌ها این است که:

الف ـ گروه، کاری را که باید انجام شود، به واحدهای قابل کنترل تقسیم می‌کند. وقتی که تعداد زیادی از افراد مختلف سهم خود را انجام دهند، تاثیر جمعی آن بی‌نظیر است.

ب ـ گروه‌ها تاثیر ضعف‌های فرد را به حداقل و پتانسیل‌های آنها را به حداکثر می‌رسانند.

ج ـ گروه‌ها چشم اندازهای مضاعفی از چگونه دست یافتن به هدف مشخصی را فراهم می‌کنند و این راه‌های مختلف، احتمال موفقیت را افزایش می‌دهد.

د ـ استعداد یک فرد استثنایی، ممکن است که یک یا دو بازی را برای گروه ببرد، ولی برای قهرمانی، به یک گروه محکم نیاز دارید.

هـ ـ تیم‌ها به افراد اجازه می‌دهند که روی پیروزی کلی، و نه فقط عملکرد شخصی، تمرکز کنند. گروه‌های بزرگ وقتی به وجود می‌آیند که همه اعضایشان به جای تکیه کردن بر مزایای محدود خود، بر مبنای چیزی که برای گروه بهتر است، تصمیم‌گیری کنند.

و ـ تعلق داشتن به یک گروه بزرگ، نوعی احساس اجتماع ایجاد می‌کند که سطح اعتماد را بالا می‌برد.

ز ـ هنگامی که اعضای گروه برای ارزش دادن به چیزی که دیگران انجام می‌دهند، کار می‌کنند، آنها خود به خود، به خودشان هم بها می‌دهند. روی هم رفته، گروه‌ها جذابیت و مزایای آشکاری را پیشنهاد می‌دهند و عجیب نیست که بیشتر افراد بسیار با استعداد، عضو بودن در یک گروه پویا را به کار فردی ترجیح می‌دهند. تیم‌ها یک اثر افزایشی دارند که به صورت‌های دیگر نمی‌توان آن را درک کرد.

در آخر، برای اینکه گروهی با عملکرد بالا برای خود بسازید:

الف ـ این حقیقت را بپذیرید که برای دستیابی به یک چیز قابل توجه، به یک تیم نیاز دارید. شما نمی‌توانید به تنهایی به هدف بزرگی برسید، و تا وقتی که این عقیده را به صورت کامل قبول نکنید، نمی‌توانید گروه خود را به سطح بعدی عملکرد ببرید.

ب ـ در رویاهای خود یک گروه تشکیل دهید و به جای اینکه سعی کنید همه کارها را خودتان انجام دهید، تصور کنید که به عنوان بخشی از یک گروه بزرگ موفق هستید. اینکه شما خود را به عنوان رهبر گروه تصور کنید یا نه، تا وقتی که شما را از درگیر شدن در کار تیمی باز ندارد، مهم نیست. فکر کنید که چقدر هر روز، رفتن به سر کار لذت بخش خواهد بود. اگر برایتان امکان‌پذیر است، افراد دیگری را پیدا کنید تا بتوانید احساسات و نگرش‌های خود را با آنها در میان بگذارید.

ج ـ برای رشد گروه خود تلاش کنید؛ یعنی افراد درستی را انتخاب کنید و روی گسترش مهارت‌ها و شایستگی‌های آنها کار کنید. هر کاری که می‌توانید برای کمک به رشد و گسترش توانایی‌های اعضای گروه خود انجام دهید. این عمل، کاری است که همیشه همه مدیران بزرگ تاریخ انجام داده‌اند. این مدیران، نه تنها روی بهتر شدن خودشان تمرکز می‌کنند، بلکه به اعضای گروهشان نیز رشد شخصیتی یکسانی را القا می‌کنند.

د ـ امتیاز هر میزان موفقیتی را که به آن دست یافتید، به گروه خود اختصاص دهید؛ زیرا در واقع این موقعیت، جایی است که امتیاز به آن تعلق دارد. مدیران بزرگ می‌دانند که همه افراد مهم هستند، و مردم زمانی بهترین عملکرد را دارند که سهمشان به وضوح تصدیق شده باشد. وقتی که کارها اشتباه پیش می‌روند، بیشتر از اندازه واقعی تقصیر را به عهده بگیرید، و وقتی که همه چیزی خوب پیش می‌رود، همه امتیاز را به بقیه بدهید. همه به خاطر این شهامت، شما را دوست خواهند داشت.

فرد با استعداد که عضوی از یک گروه است، به چیزی بیشتر از آنچه روزی به تنهایی می‌توانست دست پیدا کند، دست می‌یابد.

 

منبع: سنجش

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.