همه چیز درباره سیدابراهیم میرمالک

از هنرستان فنی و حرفه‌ای تا جشنواره‌های بين‌المللی

0

عکاس، مستندساز، تدوین‌گر و جهان‌گرد است. دیپلمه است و دانشگاه نرفته است، اما از بسیاری از تحصیل کرده‌های دانشگاهی، کارنامۀ هنری درخشان‌تری دارد. شاهدش هم جایزه ششمین فینالیست برتر جشنواره فیلم کوتاه بنیاد فرهنگیLasma که در سال ۲۰۱۶ گرفته است و کارنامۀ هنری‌اش می‌درخشد. از سید ابراهیم میرمالک سخن می‌گوییم که همین روزها تولد ۳۸ سالگی‌اش است و ۲۰ سال است که با تکیه بر توانمندی‌های خویش، مسیر پر پیچ و خم پیشرفت هنری را طی می‌کند. گفت و گوی زیر، گپی خودمانی با اوست دربارۀ گذشته‌اش، مسیری که طی کرده است و آنچه که این روزها انجام می‌دهد. با تشکر از وی و امید به اینکه جوانان مرز و بوم ما، تلاش برای بهتر شدن و بهتر زیستن را سرلوحۀ زندگی خود قرار دهند. (همه چیز درباره سیدابراهیم میرمالک )

 

همه چیز درباره سیدابراهیم میرمالک
همه چیز درباره سیدابراهیم میرمالک

* آقای میرمالک! از ابتدا بگویید؛ از آن روزها که تصمیم گرفتید وارد دنیای فیلم و سینما شوید.

سید ابراهیم میرمالک: سال دوم ریاضی فیزیک بودم که تصمیم گرفتم رشته‌ام را تغییر دهم؛ چون به این نتیجه رسیدم که با دیپلم ریاضی فیزیک نمی‌توانم کار کنم. برای همین ترجیح دادم که به هنرستان بروم و رشته کامپیوتر بخوانم. سال بعد، وارد رشته کامپیوتر شدم و واحدها را کمی فشرده‌تر گرفتم و در نهایت، با مدرک دیپلم کامپیوتر فنی و حرفه‌ای فارغ‌التحصیل شدم. ۱۸ ساله بودم و علاقه‌مند به دنیای سینما و معتقد بودم که اگر بخواهم در این هنر، به صورت حرفه‌ای کار کنم، باید فیلم بسازم؛ نه اینکه در رشتۀ سینما درس بخوانم، و چون پول فیلم سازی نداشتم، به این فکر افتادم که از لحاظ مالی خودم را قوی کنم تا بتوانم هزینۀ کاری را که دوست داشتم انجام دهم، در بیاورم.

ابتدا علاقه‌ام به مونتاژ و تدوین بود. این بود که به کمک کتاب‌های خودآموز، یک نمونه کار تبلیغاتی کوتاه ساختم و قابلیت‌های خودم را در آن کار نشان دادم. کار یک نوع مونتاژ تصویری بود و ۲۰ سال پیش کار جدیدی به حساب می‌آمد. بعد در بخش آگهی‌های روزنامه‌ها با یک آگهی سینمایی روبرو شدم که تدوین‌گر می‌خواستند. نمونه کارم را نشانشان دادم و آنها استقبال کردند و به عنوان اولین کار، در یک شرکت تولید فیلم، که کارهای تبلیغاتی تلویزیونی و سینمایی می‌ساختند، با سِمت کامپازیتور (کاری در زمینه جلوه‌های ویژه) آغاز به کار کردم.

اولین کارم با آقای «سبزواری» دستیار اول آقای«مجید مجیدی» بود که یک مجموعه از کار فتو کلیپ برایش انجام دادم (ارایه یک مجموعه عکس به همراه موسیقی). یک سال در آن شرکت کار کردم و تجربه بسیاری کسب کردم و با افراد زیادی آشنا شدم؛ از جمله با آقای «آب پرور» که یکی از کلیپ سازان بزرگ آن زمان بود و در  مجموعۀ «لبخندهای خاکی» با مشکلی روبرو شده بود که هیچ کس نتوانسته بود آن را حل کند. قرار شد که من در این زمینه فعالیت کنم و همین کار، شروعی شد برای من که در این حیطه تخصص لازم را پیدا کنم و مطرح بشوم. کار واقعاً دشوار بود و برای انجام آن، زمان زیادی گذاشتم. برای مدت یک سال، از صبح تا ۸ یا ۹ شب کار کردم و در واقع با این مجموعه زندگی کردم. راستش در این برهۀ زمانی، پول هم برایم مهم نبود؛ چون می‌خواستم که کار را یاد بگیرم و به نرم‌افزار حرفه‌ای جلوه‌های ویژه کاملاً مسلط شوم. شیوه‌ام هم بر پایۀ آزمون و خطا بود و دلیلش هم این بود که هیچ منبعی در این زمینه وجود نداشت و من با مطالعۀ کتاب‌های تخصصی به زبان انگلیسی و روش آزمون و خطا، توانستم بر این نرم‌افزار کاملاً مسلط شوم. مجموعۀ آقای آب پرور، کلی جوایز داخلی و بین‌المللی برد و برای من هم درهای بسیاری را گشود و باعث شد که با تهیه کنندگان مختلف، آشنا گردم و وارد دنیای حرفه‌ای تبلیغات شوم.

کار تبلیغاتی برای من به نوعی حکم آزمون و خطا را داشت. آن زمان جلوه‌های ویژه را در تبلیغات، بسیار انجام می‌دادیم. به مرور خودم ایده می‌دادم و بر اساس ایدۀ من فیلمبرداری می‌کردند.

سال ۸۷ تصمیم گرفتم که برای کسب تجربۀ بیشتر، به خارج از کشور بروم. پیش از رفتن، یک فیلم کوتاه  مستند، که البته نیمه کاره بود، به عنوان نمونه کار به یک  شرکت فیلم سازی در دوبی  فرستادم. از کارم خوششان آمد و خود آن فیلم شروعی شد برای آشنایی من با گروه مستند سازی دوبی. دو سال و نیم آنجا کار کردم و عکاسی را هم به صورت جدی از همان جا آغاز کردم و در چند نمایشگاه عکاسی گروهی نیز در دوبی شرکت کردم.

بعد از دوسال و نیم ، نگاهم به دنیای تبلیغات تغییر کرد و دوست داشتم که بیشتر کار انسان دوستانه انجام دهم. همین شد که از دوبی بیرون آمدم و سفرم را به آفریقا شروع کردم؛ البته پیش از آن هم سفرهای کوتاهی به عمان، لبنان، افغانستان و برخی از کشورهای اروپایی داشتم، اما می‌خواستم که سفری طولانی انجام دهم و کار مستند بکنم. می‌خواستم از دنیای پر زرق و برق تبلیغات بیرون بیایم و و وارد فضای واقعی‌تر زندگی شوم.

همه چیز درباره سیدابراهیم میرمالک

* از سفر آفریقا و نتایجش بیشتر برایمان بگویید.

سید ابراهیم میرمالک: همیشه سفر را دوست داشتم؛ سفر در بین مردم و نشست و برخاست با مردم بومی کشورها و شهرهای مختلف، و تمام تلاشم را می‌کنم که به هر کجا سفر می‌کنم، در کنارش بهره‌ای نیز به مردم آن منطقه برسانم.

۸ سال پیش  که به آفریقا سفر کردم، برای آشنایی بیشتر با زال‌های آفریقا به تانزانیا رفتم. متاسفانه زال‌های آفریقا، به خاطر خرافاتی که سال‌ها پیش شامانی‌های آفریقا (جادوگران) تبلیغ کرده‌اند، با مشکلات بسیاری دست به گریبان هستند؛ مردم زال‌ها را می‌کشند تا پولدار شوند؛ به همین دلیل زال‌ها برای حفظ جان خود در بزرگترین جزیره دریاچه ویکتوریا به نام «اوکِرِوِه» اقامت کرده‌اند. من ۱۰ روز در این جزیره بودم و از آنها عکاسی کردم. در همان سال، دایی سودان جنوبی از شمالی اتفاق افتاد و من برای تهیۀ عکس از این اتفاق بزرگ، تصمیم گرفتم که به سودان بروم؛ اما متاسفانه در مصر کل ابزار عکاسی‌ام دزیده شد و یک بخش از عکس‌هایم نیز از بین رفت. بار دیگر به دوبی برگشتم و عکس‌های حاصل از این سفر را در یک نمایشگاه در دوبی ارایه کردم. سال گذشته یک «NGO» که عکس‌های من را در وب سایتم دیده بودند، از من درخواست کردند که برای آموزش عکاسی به زال‌ها، به تانزانیا بروم. جالب است بدانید که پیش از رفتن، در شبکه‌های مجازی فراخوان دادم تا افرادی که مایلند، دوربین‌های اضافۀ خود را برای آموزش و استفادۀ زال‌ها در اختیار من قرار دهند. در مدت یک هفته ۱۲ دوربین خوب داشتم که از دورترین نقاط ایران برای من فرستاده شد و من با همین دوربین‌ها در یک «ورکشاپ» یک هفته‌ای به تعدادی از زال‌ها آموزش عکاسی دادم و عکاسی، علاوه بر مهارت در یک هنر، به آنها کمک کرد که در اجتماع حضور پر رنگ‌تری داشته باشند.

یک سفر شش ماهه نیز به آسیا داشتم و مجموعه عکس‌هایی که در این سفر تهیه کردم،  توجه مجلاتی از جمله Science  و Financial Times،  Pulitzer و  نشریات خارج از ایران را به خود جلب کرد و مجله Science مقاله‌ای داشت دربارۀ دستاوردهای دانشمندان ایران در دوران تحریم‌ها و از من خواست که یک مجموعه عکس از دریاچۀ ارومیه تهیه کنم. نتیجه‌اش هم عکسی شد که روی جلد نشریه Science چاپ شد. هنوز هم اگر بخواهند عکسی از دریاچۀ ارومیه داشته باشند، سراغ من می‌آیند.

همه چیز درباره سیدابراهیم میرمالک

* در زمینه عکاسی چه جوایزی گرفتید؟

سید ابراهیم میر مالک: اعتقادی به جشنواره‌های عکاسی ندارم؛ چون معتقدم که نگاه یک عکاس، نمی‌تواند برتر از نگاه عکاسی دیگر باشد و نباید به تفاوت دید عکاس‌ها جایزه داد؛ اما با نمایشگاه‌ها موافقم و در نمایشگاه‌های مختلف داخلی و خارجی از جمله: گالری تهران، گالری موزه هنر معاصر فلسطین، دانشگاه تهران، گالری فَروَهَر، گالری «تشکیل» در شارجه و گالری‌های دیگری در امارات ، آمریکا و … شرکت کردم.

* دربارۀ سفربه سیستان و بلوچستان و سفرنامه عکاس برایمان بگویید.

سید ابراهیم میر مالک: پنج سال پیش می‌خواستم روی خشک شدن دریاچه هامون کار کنم. همین فکر، انگیزۀ سفری شد به منطقۀ سیستان و بلوچستان که یک ماه و نیم به طول انجامید. این طولانی‌ترین سفر من به یکی از مناطق کشورمان است. در این یک ماه و نیم، شهرهای زیادی را دیدم و با افراد بومی نشست و برخاست داشتم؛ در واقع، طی این مدت، من حتی یک شب هم در هتل نخوابیدم و مهمان ساکنان بومی این مناطق بودم که در همه جا راهنما و یاور من بودند، نتیجۀ کارم نیز یک مجموعه عکس شد که به نام «سفرنامه عکاس» آن را تدوین کردم. هدفم از ساختن سفرنامۀ عکاس، این بود که یک نمونه فیلم کوتاه برای صنعت توریسم ایران بسازم و به مرور سراغ مناطق دیگر ایران نیز بروم. این کار در چند جشنواره بین‌المللی جایزه گرفت؛ از جمله در جشنواره‌ای که در بوسنی هرزگوین برگزار شد و این فیلم در بخش فیلم‌های مربوط به توریسم، جایزۀ ویژه گرفت. در جشنوارۀ فیلم کوتاه بنیاد فرهنگی واقع در لوس‌آنجلس نیز جزو فینالیست‌ها بودم. همچنین این فیلم در سال ۲۰۱۶ در  موزه هنر و صنایع دستی لوس‌آنجلس و در سال ۲۰۱۷ در گالری اورنج کانتی به نمایش درآمده است. سه سال پیش در برنامۀ «برگ سبز» شبکۀ چهار نیز، که به معرفی سیستان و بلوچستان می‌پرداخت، این فیلم به نمایش درآمد.

* دلیل شهرت این فیلم کوتاه را در چه می‌دانید؟

سید ابراهیم میر مالک: من در این فیلم کوتاه، نگاهی مثبت به سیستان و بلوچستان داشتم و جاذبه‌های این منطقه از کشورمان را به نمایش گذاشتم. برای همین خود هموطنان بلوچی از این فیلم خیلی استقبال کردند و در پخش و تبلیغ این فیلم، نقش مهمی داشتند. فقط ۳۰ هزار نفر از صفحۀ خود من این فیلم را دانلود کرده‌اند که تعداد قابل توجهی از آنها بلوچ بوده‌اند و با توجه به اینکه افراد زیادی این فیلم را در صفحات خودشان نمایش دادند، می‌شود گفت که این فیلم «وایرال» [ویروسی] شده است.

* این روزها چه می‌کنید؟

 سید ابراهیم میرمالک: در حال تهیۀ اولین فیلم مستند خودم هستم دربارۀ اعتراضات مردم روستای ایمیدر مراکش به تخلفات بزرگترین معدن نقرۀ آفریقا و به نوعی دولت مرکزی این کشور، که نتیجۀ سفر سال گذشته من به مراکش است.

* هیچ وقت به فکر ادامه تحصیل افتاده‌اید؟

سیدابراهیم میرمالک: رشتۀ سینما؟

* بله.

سید ابراهیم میرمالک: نه؛ چون مایلم در فضایی خارج از استودیو و خارج از صنعت فیلم سازی کارکنم. دوست دارم مستقل کارکنم، اما مخالف دانشگاه هم نیستم؛ به نظر من تحصیلات دانشگاهی، یک ابزار برای پیشبرد و پیشرفت در کار است و زمان مشخصی هم ندارد. خود من احتمال دارد که در آینده در رشتۀ روان‌شناسی یا جامعه‌شناسی تحصیل کنم.

همه چیز درباره سیدابراهیم میرمالک

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.